آنگه اين علَّت مهمل و پوشيده رها نكرد تا بيان كرد كه چرا نفقات ايشان به موقع قبول نمىافتد ، گفت : * ( وَما مَنَعَهُمْ ) * و « ما » ، روا باشد كه نفى را باشد و معنى آن بود كه : هيچ منع نيست از قبول صدقات ايشان الَّا آن كه ايشان كافرند به خداى و پيغامبر . و روا باشد كه استفهامى بود ، و معنى آن باشد كه : چه منع مىكند ايشان را از آن كه صدقات ايشان به موقع قبول افتد الَّا كفرشان به خداى و پيغامبر . و نافع و عاصم و حمزه و كسائى و خلف خواندند : ان يقبل به « يا » ، براى آن كه فعل مقدّم است [ 84 - پ ] . باقى قرّاء [ به « تا » ] ( 1 ) ، براى تأنيث لفظ صدقات . آنگه خبر داد از سرّ ايشان ، [ گفت : * ( وَلا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلَّا وَهُمْ كُسالى ) * اين اتيان نه آمدن است ، از آن باب است كه عرب گويد : اتيت الامر اذا فعلته ] ( 2 ) و آنگه [ گفت : ] ( 3 ) اين نماز كه ايشان مىكنند نه بطوع و طبع مىكنند ، گفت : نماز نكنند و الَّا ايشان كسلان باشند .
« واو » ، حال راست و جمله در محلّ نصب بر حال و اين علامت نفاق باشد .
در خبر است كه مردى بنزديك رسول آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! من مىترسم كه نبايد كه من منافق باشم . رسول - عليه السّلام - گفت : يا هذا كه تنها باشى هيچ نماز كنى ؟ گفت : آرى . گفت : برو كه منافق نهاى . و در تاريخ هست كه بعضى زنديقان ( 4 ) را ديدند كه نماز نيكو مىكرد ، او را گفتند : اين چيست كه مىكنى ؟ و اين مباين طريقت تو است ، گفت : « عادة البلد و رياضة الجسد و حماية الاهل و الولد .
* ( وَلا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كارِهُونَ ) * و هيچ نفقه نكنند الَّا و ايشان كاره باشند آن را . و « واو » نيز حال است .
آنگه گفت : يا محمّد ! فلا تعجبك به عجب مياراد تو را مالهاى ايشان و نه فرزندان ايشان ، آن نه براى كرامت ايشان است ، * ( إِنَّما يُرِيدُ اللَّه ) * خداى مىخواهد كه ايشان را بر ( 5 ) مال و فرزندان در دنيا عذاب كند : در اين چند قول گفتند عبد اللَّه عبّاس و قتاده و مجاهد و سدّى گفتند : در آيت تقديم و تاخيرى هست ، و تقدير آن است كه :
فلا تعجبك اموالهم و لا اولادهم فى الحيوة الدّنيا * ( إِنَّما يُرِيدُ اللَّه لِيُعَذِّبَهُمْ بِها ) * فى الاخرة ، گفت : به عجب ( 6 ) مياراد تو را مالها و فرزندان اين كافران در دنيا . خداى
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .
( 3 - 2 ) . اساس : ندارد از آج ، افزوده شد .
( 4 ) . آو ، آج ، بم ، لب : زنادقه .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : به اين .
( 6 ) . آو ، آج ، مج : تعجّب .