و ان ارادوا ظلمنا ابينا و فلان يأبى الظَّلم ، اى يمنع ، و فلان أبىّ اذا كان مانعا من الظَّلم . * ( وَلَوْ كَرِه الْكافِرُونَ ) * و اگر چه كافران آن را كارهند و نمىخواهند كه دين خداى ظاهر باشد .
آنگه گفت : * ( هُوَ الَّذِي ) * او آن خداست كه پيغامبرش را ، يعنى محمّد را - صلَّى اللَّه عليه و آله - بفرستاد * ( بِالْهُدى ) * ، عبد اللَّه عبّاس گفت : به قرآن ، و بعضى دگر گفتند : به بيان ادلَّه و حجج و بيّنات ، * ( وَدِينِ الْحَقِّ ) * دين مسلمانى . * ( لِيُظْهِرَه ) * تا ظاهر گرداند آن را و ظفر دهد اين دين را بر همه دينها و اگر چه مشركان كاره باشند آن را .
امّا معنى آيت ، مفسّران در او خلاف كردند عبد اللَّه عبّاس گفت : « ها » راجع است با رسول - عليه السّلام - و معنى آن است كه : ليطلعه على شرائع الاسلام تا او را بر شرايع اسلام مطَّلع گرداند تا هيچ بر او پوشيده نماند . ديگر مفسّران گفتند : « ها » راجع است با دين حق . ابو هريره و ضحّاك گفتند : معنى آن است كه ، تا دين حق را اظهار كند بر همه دينها و اين عند نزول عيسى باشد از آسمان ، و سدّى گفت : عند خروج مهدى باشد - عليه السّلام - كه همه دينها يكى شود و هيچ كس نماند كه نه در اسلام آيد امّا به طوع و امّا به كره ، يا گردن نهد جزيت را ، و اين دو روايت متقارب است براى آن كه نزول عيسى از آسمان با خروج مهدى به يك جاى باشد ، چنان كه در اخبار مخالف و مؤالف آمده است ، و اين قول روايت كرده است از باقر و صادق و جمله اهل البيت - عليهم السّلام . كلبى گفت : تأويل اين آيت پديد نيامد [ ه است ] ( 1 ) و هنوز خواهد بودن ، و قيامت بر نخيزد تا بنباشد . مقداد اسود روايت كرد از رسول - عليه السّلام - كه او گفت :
لا يبقى على ظهر الارض بيت و بر و لا مدر الَّا ادخله اللَّه كلمة الاسلام امّا بعزّ عزيز او بذلّ ذليل امّا ان يعزّهم فيجعلهم من اهله فيعزّوا به و امّا ان يذلَّهم فيدينون ( 2 ) له
، گفت : بر پشت زمين ( 3 ) خانهء سفرى و حضرى بنماند ( 4 ) و الا خداى تعالى كلمهء اسلام در او برد ، امّا به عزّى عزيز يا به ذلى ذليل ، امّا خداى تعالى ايشان را به توفيق اسلام عزيز كند تا به طوع ايمان آرند و از اهل اين شوند و به آن عزيز
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد از مل ، افزوده شد .
( 2 ) . اساس : فدينون به قياس با نسخهء آو ، و اتفاق نسخهبدلها تصحيح شد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها هيچ .
( 4 ) . اساس : بنه ماند / بنماند .