عاصم خواند : يضاهئون ، به همز ( 1 ) . و بر اين قراءت ضاهأته باشد ، و بر قراءت عامّهء [ قرّا ] ( 2 ) ضاهيته . * ( قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ ) * ، قتاده و سدّى گفتند مراد آن است كه : ترسايان [ 71 - پ ] در اين قول مشابهت مىكنند با جهودان كه گفتند : * ( عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّه ) * . مجاهد گفت : جهودان و ترسايان مضاهات مىكنند در اين قول با قول مشركان كه گفتند : فريشتگان دختران خداىاند . حسن بصرى گفت : وجه شبه كفر است ، يعنى اينان به اين گفتار كافر شدند ، چنان كه دگر كافران به مقالات كفر كافر شدند . و اين چنان است كه مشركان را [ گفت ] ( 3 ) : كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ . . . ( 4 ) ، قتيبى گفت ، مراد آن است كه : جهودان و ترسايان عصر ( 5 ) رسول همان گفتند كه اسلاف ايشان كه پيش از اين بودند * ( قاتَلَهُمُ اللَّه ) * ، عبد اللَّه عبّاس گفت : لعنهم اللَّه ، قال ابان بن تغلب :
قاتلها اللَّه تلحاني و قد علمت
انّي لنفسي افسادي و اصلاحي
و ابن جريج گفت : قتلهم اللَّه خداى بكشا [ د ] ( 6 ) ايشان را . بعضى دگر گفتند :
ايشان در اين گفتار چون مقاتل و مخاصماند خداى را - جلّ جلاله ، خداى نيز مقاتل ايشان باد و به خصم ايشان . * ( أَنَّى يُؤْفَكُونَ ) * چگونه مىبرگردانند ايشان را به افك و دروغ ، و اين بر سبيل تعجّب و مبالغت مىفرمايد ، و جاى تعجّب آن است كه با چندين ادلَّهء قاهره و حجج ظاهره ، چگونه از حقّ مىبرگردند . و * ( أَنَّى ) * بر سه معنى است در كلام عرب : به معنى « كيف » « اين » و « متى » ، و اين جا مراد « كيف » است ، قال الشّاعر :
انّى المّ بك الخيال يطيف
و قال الكميت :
انّى و من اين نابك ( 7 ) الطَّرب
قوله : * ( اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَرُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّه ) * ، « احبار » ، جمع حبر
هامش
( 1 ) . آج ، لب : همزه .
( 6 - 3 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .
( 4 - 2 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 118 .
( 5 ) . اساس عصمت به قياس نسخهء آو ، و اتّفاق نسخ تصحيح شد .
( 7 ) . اساس : ابك آو ، آج ، بم : انّك با توجه به معنى بيت و به قياس با چاپ مرحوم شعرانى تصحيح شد .