حَتَّى إِذا جَعَلَه ناراً . . . ( 1 ) ، اى كالنّار ، و قال عبد اللَّه بن المبارك :
و هل بدّل الدّين الَّا الملوك
و احبار سوء و رهبانها
* ( وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ ) * و نيز عيسى مريم را ، فى قولهم : إِنَّ اللَّه ثالِثُ ثَلاثَةٍ . . . ( 2 ) ،
« واو » ، عطف است بر احبار و رهبان : * ( وَما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً ) * و نفرمودند ايشان را كه پرستند مگر يك خداى را . حق تعالى به اين كلمه رد كرد بر ايشان و اعتقاد ايشان در عيسى و رهبان و احبار ، آنچه در حقّ خداى تعالى واجب باشد . * ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * نيست بجز او خدايى كه سزاوار عبادت باشد ، و او را توان [ 72 - ر ] پرستيدن . * ( سُبْحانَه ) * ، منزّه است او از آن كه با او انباز گيرند .
* ( يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّه بِأَفْواهِهِمْ ) * مىخواهند تا نور خداى بنشانند و تاريك كنند به دهنهاشان ، و اين مثلى است ، يعنى مىخواهند تا دين خداى باطل كنند به گفتار بى حجّت .
كلبى گفت : مراد آن است كه ، قرآن را تكذيب مىكنند به زبان و قبول نمىكنند . عبد اللَّه عبّاس گفت : مراد جهودان و ترساياناند كه مىخواهند نام الهيّت و سمت عبادت بر احبار و رهبان نهند ، و نور خداى كه توحيد اوست و اصل دين او بنشانند به اقوال باطل كه بر من ( 3 ) مىگويند . ضحّاك گفت : تمنّاى مرگ رسول ما مىكنند و هلاك دين او . بعضى اهل معانى گفتند : اين بر طريق مثل است ، يعنى ايشان در تمنّاى محال كه كردند كه به گفتار بى حجّت دين خداى باطل كنند ، با كسى مانند كه خواهد كه نور آفتاب به باد دهن بنشاند ، چنان كه يكى از ما چراغ بنشاند به باد دهن . يعنى مىپندارند كه اين دينى است كه به گفتار ايشان باطل شود چون چراغى ضعيف كه به بادى از دهن كشته شود . و سدّى گفت : نور خداى اسلام است . و حسن گفت : قرآن است ، و بعضى دگر گفتند : دليل و برهان است ، و وجه تشبيه آن است كه : به او راه يابند چنان كه به نور و روشنايى . * ( وَيَأْبَى اللَّه إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَه ) * و خداى تعالى امتناع كرده است و نمىخواهد كه باشد الَّا تمامى نور او .
ايشان مىخواهند كه بنشانند و خداى منخواهد تا تمام كند ، و مراد خداى به وجود اوليتر از مراد ايشان . و « ابا » ، منع باشد و امتناع ، قال الشّاعر :
هامش
( 1 ) . سورهء كهف ( 18 ) آيهء 96 .
( 2 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 73 .
( 3 ) . آج ، لب ، مل ، مج ، به دهن .