* ( إِنَّ اللَّه عَلِيمٌ حَكِيمٌ ) * خداى عالم است به مصالح شما در تكليف ( 1 ) ، و حكيم است در منع مشركان از مسجد الحرام .
قوله : * ( قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّه ) * ، حق تعالى در اين آيت رسول را - عليه السّلام - و مسلمانان را فرمود كه : با اهل كتاب از جهودان و ترسايان قتال كنيد . مجاهد گفت : اين آيت آنگه آمد كه رسول را فرمودند كه : به غزات ( 2 ) روم رو . رسول - عليه السّلام - بعد نزول اين آيت به غزات ( 3 ) تبوك شد . كلبى گفت : در بنى قريظه و بنى النّضير آمد آيت . رسول - عليه السّلام - به قتال ايشان رفت ، ايشان مصالحه كردند و آن اوّل جزيتى ( 4 ) بود در اسلام و اوّل ذلَّى بود كه به اهل كتاب رسيد . حق تعالى به اين آيت وصف كرد جهودان و ترسايان را به آن كه ، ايشان به خداى ايمان ندارند ، اگر چه خداى گويانند ، خداى دانان ( 5 ) نهاند براى آن كه خداى را فرزند روا مىدارند و آن كه در حقّ خداى اين روا دارد به خداى ايمان ندارد . و نيز گفت : به قيامت ايمان ندارند ، و اگر چه ايشان معتقد اين چيزها باشند مؤمن نباشند ، براى آن كه اعتقاد آنگه ايمان باشد كه علم باشد و از سر دليل بود و اين موافق مذهب ماست در حقّ همهء مقلَّدان و معتقدان باطل . و دگر وصف آن است كه : ايشان آنچه خداى و رسول حرام كرد ايشان رحام ندارند براى آن كه به شرع رسول ما كه ناسخ شرايع است ايمان ندارند . * ( وَلا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ ) * و ايشان دين حق ندارند ، و اين آيت دليل است بر آن كه جهودى و ترسايى حق نيست و باطل است . بعضى دگر مفسّران گفتند :
حق ، در آيت نام خداى است - جلّ جلاله - كه از نامهاى خداى يكى حق است ، يعنى كه : ايشان دين خداى ندارند و معنى نزديك است به يكديگر . و اقسام دين گفتهايم ، و اصل او طاعت باشد ، قال الشّاعر :
لئن حللت بواد يا بني ( 6 ) اسد
في دين عمرو و حالت بيننا فدك
اى ، في طاعة عمرو . * ( مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ ) * ، « من » تبيين راست از آنان كه ايشان را كتاب دادند ، براى آن كه اين اوصاف كه گفت جامع است ساير كفّار را ،
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : تكاليف .
( 3 - 2 ) . همهء نسخه بدلها : غزاى .
( 4 ) . بم : حربى .
( 5 ) . آو ، بم : دانايان .
( 6 ) . كذا : در همهء نسخه بدلها : ضبط مصراع ، در منابع لغت : بجّو في بني .