الخليط ، و العشار النّوق اللَّواتى [ اتى ] ( 1 ) على حملها عشرة اشهر ( 2 ) . و المعشر ، الجماعة من النّاس ، و جمعه معاشر ، و اصل كلمه از جمع است و اجتماع . * ( وَأَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها ) * و مالهايى كه آن را كسب كردهاى . و القرف الكسب ، و القرف القشر ، و اصل اين است . آنگه مبالغت در كسب را قرف گويند ، چنان كه به زبان ما گويند :
فلان كس فلان كار را پوست مىبكند چون مبالغت كند در كردن او آن كار را ، و القرفة القشرة و القرف القذف ايضا . و مرجع او هم با قشر بود كه از آن عبارت كنند به آن كه پوستين او مىدرد . * ( وَتِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها ) * و تجارتى كه از كساد آن ترسى ، و كساد خلاف نفاق باشد ، و اصل كساد وقوف باشد چنان كه اصل نفاق خروج باشد . * ( وَمَساكِنُ تَرْضَوْنَها ) * ، جمع مسكن باشد ، و آن سراى نشست بود كه شما آن را بپسندى . * ( أَحَبَّ إِلَيْكُمْ ) * ، نصب او بر خبر « كان » است و جمله تا اين جا تمام است ، يعنى اگر اين چيزها كه بر شمرد از خويشان و مال و تجارت و خانه بنزديك شما دوستتر است از خداى و رسول و جهاد كردن و غزات در راه دين او ، * ( فَتَرَبَّصُوا ) * توقف كنى و انتظار . و « فا » ، براى جزاى شرط آمد كه جزاى شرط چون به امر باز آيد از « فا » چاره نباشد . * ( حَتَّى يَأْتِيَ اللَّه بِأَمْرِه ) * تا خداى تعالى كارى كه خواهد كردن بكند . مجاهد گفت : مراد * ( بِأَمْرِه ) * ، اين جا فتح مكّه است ، و حسن بصرى گفت : مراد عقوبتى است عاجل يا آجل ، و اين امر اين جا لا محال فعل است . قول نيست ، و آن كه مراد مىشناسد از او بىقراين دليل كند بر آن كه اين لفظ حقيقت است در فعل چنان كه در قول . و چون درست شد كه حقيقت به ظاهر استعمال دانند ، اين لفظ در فعل مستعمل ( 3 ) و شايعتر است از آن كه در قول در قرآن و اشعار و كلام عرب . * ( وَاللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ ) * و خداى تعالى راه ننمايد به بهشت به دليل آن كه ايشان را به ايمان راه نموده است ، فى قوله : وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى ( 4 ) .
قوله : * ( لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّه فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ ) * ، آنگه حق تعالى در تذكير نعمت خود گرفت بر ايشان ، گفت : و خداى تعالى شما را نصرت كرد و يارى داد در بسيار
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد به قياس نسخهء آو ، و اتّفاق نسخهها افزوده شد .
( 2 ) . اساس : اسهم به قياس با نسخهء آو و اتفاق نسخهها تصحيح شد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها تر .
( 4 ) . سورهء فصّلت ( 41 ) آيهء 17 .