ببردند . قتاده گفت : سبب هزيمت از طلقاء ( 1 ) بود . كلبى گفت : آن روز با پيغامبر سيصد [ مرد ] ( 2 ) بيش نماندند ، باقى به هزيمت شدند . بيشتر راويان روايت كردند كه :
جملهء لشكر هزيمت شدند و با رسول - عليه السّلام - كس نماند الَّا ده كس ، نه از بنى هاشم و دهم ايشان أيمن بن أمّ أيمن - مردى انصارى - او را بكشتند و آن نه مرد ملازمت كردند با رسول - عليه السّلام - آنگه كه جماعتى بنزديك او آمدند و آن نه مرد كه با رسول - عليه السّلام - بايستادند از بنى هاشم ، امير المؤمنين على بود در پيش رسول و عبّاس بن عبد المطَّلب [ بر راست رسول بود و فضل بن العبّاس بر چپش بود و ابو سفيان بن الحارث بن عبد المطَّلب ] ( 3 ) از پس پشتش بود و نوفل بن الحارث بود و ربيعة بن الحارث و عبد اللَّه بن الزّبير بن عبد المطَّلب ، و عتبه و معتّب - پسران ابو لهب - اين نه مرد پيرامون رسول بودند گرد او در آمده و ديگران جمله گريخته بودند ، و در اين معنى مالك بن عبادة العانقى ( 4 ) گويد اين روز :
لم يواس النّبىّ غير بني ها
شم عند السّيوف يوم حنين
هرب النّاس غير تسعة ( 5 ) رهط
فهم يهتفون بالنّاس أين
ثمّ قاموا مع النّبيّ على المو
ت فأتوا زينا لنا غير شين
و ثوى امين الامين ( 6 ) من القو
م شهيدا فاعتاض قرّة عين
و عبّاس بن عبد المطَّلب - رحمة اللَّه عليه - گفت هم در اين مقام :
نصرنا رسول اللَّه فى الحرب تسعة
و قد فرّ من قد فرّ منه فاقشعوا
و قولي اذا ما الفضل كرّ بسيفه ( 7 )
على القوم اخرى يا بنىّ فترجع ( 8 )
و عاشرنا لا قى الحمام بنفسه
لما ناله فى اللَّه لا يتوجّع ( 9 )
يعنى ايمن بن امّ ايمن .
چون رسول - عليه السّلام - ديد كه قوم هزيمت شدند ، عبّاس را گفت : آوازى در اينان ده ، و عبّاس مردى جهورىّ بلند آواز بود . و از بلندى آواز او آن بود كه روايت
هامش
( 1 ) . آو ، آج ، بم ، لب : طالقان .
( 3 - 2 ) . اساس : ندارد به قياس نسخهء آو ، و اتّفاق نسخ افزوده شد .
( 4 ) . آو ، آج ، بم : العالقى مل ، مج ، لب : العاتقى .
( 5 ) . مل من .
( 6 ) . آو ، آج ، بم : ذا الايمن .
( 7 ) . اساس : بنفسه به قياس با نسخهء آو و اكثر نسخ تصحيح شد .
( 8 ) . مج : فيرجع .
( 9 ) . اساس : تتوجّع به قياس با نسخه آو ، و اتّفاق . ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .