كردند ، روزى در مكّه غارتى بود عبّاس آواز برداشت گفت : وا صباحاه ! هيچ ( 1 ) آبستن نبود كه آواز او بشنيد و الَّا ( 2 ) كودك بينداخت . عبّاس ( 3 ) ندا كرد با رفع صوت : يا اهل بيعة الشّجرة ! يا اصحاب سورة البقرة ، الى اين تفرّون اذكروا العهد الَّذي عاهدكم عليه رسول اللَّه ، گفت : يا اهل بيعة شجره و اى اصحاب سورة البقره كجا مىگريزى ؟
[ 64 - ر ] ، [ ياد كنى ] ( 4 ) آن عهد كه رسول خداى با شما كرد . و اين هزيمت در شب بود و رسول - عليه السّلام - در ميان وادى بود و مشركان از شعاب و جنبات و مضايق وادى كمين بگشاده بودند و به تيغ و نيزه و تير و عمود به دنبال مسلمانان در نهاده و مىزدند و مىكشتند و مىفگندند . رسول - عليه السّلام - در آن شب تاريك به نيمهء روى باز نگريد چندانى نور از روى او بتافت كه همهء وادى روشن شد ، پنداشتى ماه برآمد در شب بدر و [ به ] ( 5 ) آوازى بلند مسلمانان را گفت :
اين ما عاهدتم اللَّه عليه
كجا شد آن عهد كه با خداى كردى ( 6 ) ! همه قوم را اين حديث بشنوانيد ، هيچ كس نبود كه آواز رسول بشنيد و او روى در هزيمت نهاده بود ، الَّا روى باز پس كرد و با دشمن در كارزار آمد ( 7 ) .
راوى خبر گويد : مردى مىآمد از هوازن بر شترى سرخ موى نشسته و رايتى سياه به دست گرفته بر سر نيزهاى دراز كرده در پيش قوم ايستاده ، چون ظفرى يافتى از مسلمانى ( 8 ) و فرصتى ، به سر او در افتادى ( 9 ) و بزدى ( 10 ) و بكشتى و بيفگندى ، و چون فرصت نيافتى رايت بيفراشتى و جماعتى در دنبال او فتادندى و به قفاى هزيمتيان مىرفتندى ، و او را اين بيت مىگفت :
انا ابو جرول لا براح
حتّى نبيح القوم او نباح
امير المؤمنين ( 11 ) - عليه السّلام - آهنگ او كرد به دنبال او برسيد ضربتى زد او را بر
هامش
( 1 ) . مل زنى .
( 2 ) . مل : در حال .
( 3 ) . مل چون رسول - عليه السّلام - فرموده بود .
( 5 - 4 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .
( 6 ) . آو ، آج ، بم ، لب خداى تعالى .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : ايستاد .
( 8 ) . آو ، آج ، بم : بر مسلمانان لب : از مسلمانان .
( 9 ) . آو ، آج ، بم ، لب : در شدى .
( 10 ) . آو ، آج ، بم او را .
( 11 ) . آج ، مل ، لب على .