تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
حسبت بغام راحلتي عناقا و ما هي ويب غيرك بالعناق
اى ، صوت ( 1 ) عناق ، و قال آخر :
لعمرك ما الفتيان ان تنبت اللَّحى و لكنّما الفتيان كلّ فتى ندى
و اين طريقت را ترتيب ( 2 ) كرده‌ايم چند جاى از اين كتاب . و وجهى دگر در آيت آن بود كه : اسم فاعل به جاى آن ، مصدر بنهند گويند تقدير آن است كه : أ جعلتم ساقى ( 3 ) الحاجّ و عامر المسجد الحرام كمن امن باللَّه ، آب دهندهء حاجيان را و عمارت كنندهء مسجد را چون مؤمنى كرده‌ايد ( 4 ) به خداى و روز قيامت و چون مجاهدى در سبيل خداى ، و دليل اين تأويل قراءت عبد اللَّه زبير است و ابو وجزة السّعديّ در شاذّ ، كه خواندند : أ جعلتم سقاة الحاجّ و عمرة المسجد الحرام ، في جمع ساق و عامر . آنگه گفت : * ( لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّه ) * بر ( 5 ) خداى راست نباشد . * ( وَاللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ) * و خداى تعالى هدايت ندهد گروه ظالمان را ، يعنى الطاف زيادت نكند . و گفتند : ره بهشت ننمايد . آنگه وصف كرد آنان را كه اين تفضيل داد ايشان را بر عبّاس و شيبه ( 6 ) كه ايشان آنانند كه ايمان دارند و هجرت كرده‌اند و جهاد كرده‌اند در ره خداى به جان و به مال ، و اگر چه : * ( الَّذِينَ آمَنُوا ) * ، در محلّ رفع است بر ابتدا ، و * ( أَعْظَمُ ) * ، خبر اوست و بدان ماند كه اين جمله‌اى است بيگانه از آن آيت ، ممتنع نبود كه مراد هم او باشد ، گفت : ايشان به درجه و پايه بنزديك خداى بزرگترند . * ( وَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ ) * و ايشان رستگاران و ظفر يافتگاناند ، و اين جملهء ديگر است از مبتدا و خبر . و اگر گويند : دو خبر مختلف است از يك مخبر فصل كرده ميان او به « واو » عطف هم روا باشد ، و چه منع است از آن كه گويند : مراد به اين آيت امير المؤمنين على است و آنچه به آن از او خبر داد به او لايق [ تر ] ( 7 ) است از آن كه بجز او ، امّا قوله : * ( أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّه ) * ، ملايم است كه : * ( لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّه ) * . دگر آن كه ، رسول - عليه السّلام - گفت : انّ احبّ النّاس الى اللَّه يوم القيامة و ادناهم مجلسا امام عادل ، گفت :
هامش
( 1 ) . مل : ضربت . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : تربيه . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : سقاية . ( 4 ) . آج ، لب : گرويده‌اى . ( 5 ) . آو ، بم ، آج ، لب : نزد . ( 6 ) . آو ، بم ، آن : ابن شيبه آج : اين شيبه . ( 7 ) . اساس : ندارد به قياس نسخهء آو ، و اتفاق نسخه‌ها افزوده شد .