مثله ] ( 1 ) اصلا ، و اين عكس آن است . و بعضى دگر گفتند : لفظ « اكثر » بر جاى خود است ، و مراد آن است كه : بيشتر با كفر و نفاق فاسقاند از ارتكاب فجور . ابن الاخشاد ( 2 ) گفت : بيشتر متمرّداند در كفر و همه به اين صفت متمرّد و طاغى نبودند .
آنگه وصف كرد ايشان را ، گفت : * ( اشْتَرَوْا بِآياتِ اللَّه ) * ، اى اخذوا عوض آيات اللَّه . و اشتراى معاوضه باشد . به عوض آيات خداى ، بهاى اندك بستدهاند ، يعنى آيتهاى خداى رها كردهاند . و گفتهاند : اشترى ، به معنى باع است ، يعنى آيات ] ( 3 ) خداى به بهاى اندك و برگ بفروختهاند . گفتهاند : [ آيت ] ( 4 ) . در شأن أبو سفيان آمد كه كافران را طعام مىداد و برگ مىكرد تا به محمّد ايمان نيارند . و گفتند : حلفاى قريش را طعام مىداد و حلفاى رسول را نمىداد . عبد اللَّه عبّاس گفت : حلفاى طايفاند كه ايشان را مدد مىفرستادند از آن جا كه به ساز خود كنند و با رسول كارزار كنند . جبّائى گفت : مراد متمرّدان ( 5 ) اند كه عهد رسول بشكستند به حطامى اندك و طعمهاى كه ايشان را بود از سفله ، و براى آن قليل خواند آن را كه در خود قليل بود و اگر چه در صورت كثير بودى به اضافت آنچه ايشان خود را فوت كرد از ثواب آخرت قليل بودى . * ( فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِه ) * مردم را باز داشتند از راه خداى . و « ها » ، راجع است با نام خداى تعالى . * ( إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ) * ايشان بد كارى بود آنچه مىكردند . و « ما » ، نكرهء موصوفه است ، و محلّ او نصب است على التّميز ، كقوله :
ساءَ مَثَلًا ( 6 ) . . . ، و اسم ساء كه معرّف ( 7 ) باشد به « لام » جنس محذوف است ، و التّقدير ، ساء العمل عملا كانوا يعملونه .
* ( لا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلًّا وَلا ذِمَّةً ) * ، براى آن تكرار كرد كه اين آيت در حقّ آنان است كه ، ايشان به آيات خداى ( 8 ) عوض اندك ستانند و از راه خداى و دين مسلمانى مردمان را منع كنند . و آيت اوّل كه ( 9 ) در حقّ جملهء ناقضان عهد است . جبّائى گفت :
اين آيت در حق جهودان است ، و آن در حقّ ناقضان عهد نبينى ( 10 ) كه حكم نيز
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد به قياس نسخهء آو ، افزوده شد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : ابن الاخشيد .
( 4 - 3 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : جهودان .
( 6 ) . سوره اعراف ( 7 ) آيه 177 .
( 7 ) . آج ، لب ، مل ، مج : معروف .
( 8 ) . اساس : خود به قياس نسخهء آو ، و اتفاق نسخهها تصحيح شد .
( 9 ) . كذا : در اساس ديگر نسخه بدلها : اوّل در .
( 10 ) . آج ، لب : نبى .