معنى معرفت است ، قال الشّاعر :
فانّ اللَّه يعلمني و وهبا
و انّا سوف يلقاه كلانا
و براى آن گفتيم كه « علم » به معنى معرفت است كه متعدّى است به يك مفعول . * ( وَما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّه ) * [ « ما » ، جزاى است و آنچه هزينه كنى از چيزى ، يعنى از مالى . و چيز آن جا مال است . * ( فِي سَبِيلِ اللَّه ) * ] ( 1 ) در راه خداى تعالى . * ( يُوَفَّ إِلَيْكُمْ ) * ثواب آن تمام به شما دهند و هيچ ظلمى و نقصانى نكنند شما را .
قوله : * ( وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها ) * ، گفت : و اگر چنان باشد كه اين ناقضان عهد از بنى قريظه و جز ايشان ميل كنند با صلح ، تو نيز ميل با صلح كن . و سلم و سلم ، لغت است ، و سلم هم لغت است در او ، و كسر ، قراءت ابو بكر عن عاصم است ، و فتح قراءت باقى قرّاء است ، و به فتح « سين » و « لام » هيچ مقرى نخواند ، جز كه لغت است و معنى هر سه مسالمه و مصالحه باشد . براى اين تأنيث كرد آن را ، و گفت : * ( فَاجْنَحْ لَها ) * ، قال الشّاعر في السّلم بمعنى المصالحه :
انائل انّني سلم
لاهلك فاقبلي سلمي
اى صلحي ، و سلم سلف باشد ، و سلام استسلام باشد . و سلم ، درختى است در بادية ، الواحده سلمه . و الجنوح ، الميل ، يقال : جنح اليه يجنح جنوحا ، و منه :
الجناح ، اى الميل الى الإثم . و منه ، الجناح . كجناح الطَّائر ، لأنّه يميل به الى جانب . و در آيت دليل نيست بر آن كه چون كفّار صلح كنند رسول را يا امام را واجب است اجابت كردن ، بل روا بود كه مصلحت در خلاف صلح باشد . و بر اين قول امر حمل نبايد كردن بر وجوب و اگر چه ظاهر اوامر قرآن حمل بايد كردن بر وجوب . از اين قاعده عدول بايد كردن به دليل ، و آن اجماع اهل البيت است ، يا بايد گفتن كه : آيت مخصوص است به بنى قريظه ، و اين حكم مطرّد نيست اعني وجوب صلح در همه طالبان ( 2 ) صلح بل ما ( 3 ) راه النّبىّ و الامام المعصوم . و بعضى مفسّران گفتند : آيت منسوخ است بقوله : فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ ( 4 ) . . . ، و درست آن است كه منسوخ نيست ، براى آن كه آن آيت در حقّ مشركان است ، و اين آيت در
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .
( 2 ) . اساس : ظالمان به قياس نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 3 ) . آو ، آج ، بم : على مل ، مج : على ما .
( 4 ) . قرآن مجيد : * ( فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ ) * ، سورهء توبه ( 9 ) آيهء 5 .