حسبانا و محسبة و محسبة ، و حسبت الحساب احسبه حسابا و حسبا و حسبانا . حسن بصرى گفت : * ( لا يُعْجِزُونَ ) * ، اى لا يفوتون اللَّه از خداى فايت نباشد ( 1 ) .
آنگه مؤمنان را گفت : * ( وَأَعِدُّوا لَهُمْ ) * ساز كنى از براى ايشان از آلات كارزار از آنچه بتوانى و اسبان و آنچه حاجت باشد به آن در كارزار . و استطاعت معنيى باشد كه جوارح به آن متطاول باشد فعل را ( 2 ) با زوال موانع . و اصل او ، طاعت باشد ، و قوله :
* ( مِنْ قُوَّةٍ ) * قيل : اراد من رمى . ذكره الفرّاء و رواه عقبة بن عامر عن النّبىّ - عليه السّلام - [ ذ ] ( 3 ) كره الطَّبرى ، گفتند : تير انداختن است . عكرمه گفت : مراد حصنهاست . * ( وَمِنْ رِباطِ الْخَيْلِ ) * ، گفتند : « رباط » ، بستنى است ( 4 ) خوارتر از عقد ، و « رباط » ، مرابطه باشد . و « رباط » ، نام آن رسن باشد كه اسب را دو ببندند و « رباط » نام [ 45 - پ ] آن جاى باشد كه ايشان ( 5 ) را آن جا ببندند ، و « رباط » ، مصدر است اجرا كنند بر اسبان ، قال الشّاعر :
[ و ] ( 6 ) انّ الرّباط النكد من آل داحس
ابين ( 7 ) فما ( 8 ) يفلحن يوم رهان
* ( تُرْهِبُونَ بِه عَدُوَّ اللَّه وَعَدُوَّكُمْ ) * كه به آن بترسانى دشمن خداى را و دشمن خود را ، و الرّهب و الرّهبة : الخوف ، الارهاب و التّرهيب : الاخافة ، و الاسترهاب ، الارهاب ( 9 ) ايضا . * ( وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ ) * و جماعتى ديگر را كه جز ايشانند ، كه شما 1 » ايشان را ندانى ، خداى داند ايشان را ، و اين عطف است على : * ( عَدُوَّ اللَّه وَعَدُوَّكُمْ ) * ، و در آن كه مراد به اينان كيستند پنج قول گفتند :
مجاهد گفت : بنى قريظهاند . سدّى گفت : اهل پارساند . حسن بصرى گفت و ابن زيد : منافقانند . طبرى گفت : جنّيانند . جبّائى گفت : بر عموم است ، يعنى هر دشمنى كه تو دشمنى او ندانى و خداى داند كه او دشمن شماست . و « علم » ، به
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : نباشند .
( 2 ) . مل : كردن فعل را .
( 3 ) . از آو ، افزوده شد .
( 4 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آن : بستن باشد .
( 5 ) . مل ، مج : اسبان .
( 6 ) . هيچ كدام از نسخهها ندارد به قياس متن چاپى مرحوم شعرانى و مآخذ ديگر آورده شد .
( 7 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : كنون به قياس متن چاپى مرحوم شعرانى و مآخذ ديگر آورده شد .
( 8 ) . اساس : كما به قياس نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 9 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : الرّهب متن با توجّه به منابع لغت و تفسير تصحيح شد .
( 10 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : تو به قياس با مفهوم آيه و معنى آن در صفحات گذشته تصحيح شد .