و عينان حمر مآقيهما
كما نظر العدوة الجؤذر
و قال اوس بن حجر في الضّم :
و فارس لا يحلّ الحىّ عدوته
ولَّوا سراعا و ما همّوا باقبال
و « عدوه » كنارهء رود باشد ، و عدوتا الوادى شفيراه و جانباه ، براى آن كه چون از رود گذشته باشى ( 1 ) تعدّى كرده ، كنا [ ر ] ه بود . فالعدوة و العدوة ، من العدو الَّذى هو التّعدى . و بصريان گفتند : كسر بيشتر است . و احمد بن يحيى گفت : ضمّ بيشتر است ، و گروهى گفتند : متساوىاند . و « دنيا » تأنيث ادون ( 2 ) باشد ، و « قصوى » ، تأنيث اقصى ، و فعلى تأنيث افعل تفضيل باشد . حق تعالى گفت : ياد كنى چون شما به كناره وادى بودى آن كه به مدينه نزديكتر بود و ايشان يعنى مشركان به كنارهء ديگر كه از مدينه دور تر بود . و گفتهاند ( 3 ) : از مكّه دور تر بود ، يعنى شما به خانهء خود نزديك ( 4 ) بودى و قريش از خانهء خود دور ، * ( وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ ) * و شترنشينان يعنى أبو سفيان و اهل كاروان فروتر از شما بودند به ساحل دريا . و تقدير آن است كه : و الرّكب في مكان اسفل منكم . صفت موصوفى محذوف است و براى آن مفتوح است كه لا ينصرف است . رسول - عليه السّلام - بأعلى الوادى فرود آمده بود و مشركان باسفل الوادى [ 39 - ر ] و أبو سفيان كاروان را بر كنار دريا برد تا به مكّه آرد ، * ( وَلَوْ تَواعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعادِ ) * و اگر شما را به يكديگر يعنى مسلمانان را و مشركان را با يكديگر ميعادى بودى ممكن بودى كه راست نيامدى و مختلف شدى ، و لكن خداى تعالى اين التقا و اين كار به اتّفاق راست برآورد بىتواعد و بى آن كه شما را ميعادى و و عدى بود ، و لكن تا خداى تعالى كارى كه كردنى بود قضا كند و تمام كند و از پيش ببرد . و محمّد بن اسحاق گفت : معنى آن است كه : اگر ميان شما ميعادى بودى ممكن بودى كه آن ميعاد مختلف شدى از جهت شما . چون شما بشنيدى خبر كثرت ايشان و قلَّت شما و ساز و اهبت ( 5 ) ايشان و بىسازى شما و لكن خداى تعالى باتّفاق نيك از لطف و كرمش آن كار برآورد تا كارى كه كردنى بود كرده شود . و اصل
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و .
( 2 ) . كذا : در اساس و جميع نسخه بدلها و چاپ مرحوم شعرانى ( ؟ ) از لحاظ لغوى ، « ادنى » صحيح است .
( 3 ) . آو ، بم كه .
( 4 ) . آج ، لب : نزديكتر .
( 5 ) . آج : ابّهت .