كه قايم مقام پيغامبر بود ، و اين در معنى مثل مذهب ماست .
و جبير بن مطعم خبرى روايت كرد كه : فرزندان هاشم و مطَّلب را باشد ، و اين اختيار شافعى ( 1 ) است . و بنزديك ما خمس واجب باشد برون كردن ( 2 ) از بيست و پنج جنس ( 3 ) غنيمت كه در سراى حرب يابند ( 4 ) و در ارباح تجارات و زراعات و مكاسب ، پس از آن كه مؤنث او و عيال ( 5 ) از آن جا بشود ، و هر چه از معدن بيرون آرند از جملهء معادن از زر و سيم و آهن و روى و مس و برنج و ارزيز ( 6 ) و نمك و نفط ( 7 ) و كبريت و هر چه نام معدن بر او آيد ، از زرنيخ و موميا و كنزى كه كسى يابد از زر و درم ، و در عنبر و در انواع آنچه به غوص از دريا برآرند از : مرواريد و ياقوت و زمرّد و بلخش ( 8 ) و فيروزه و هر مالى كه حرام با حلال آميخته بود و تميز نتوان كردن ، و نيز در اين قسمت شود مالى كه به ميراث يابند از كسى كه كسب او حرام و حلال بوده باشد ، و اين جمله آن است كه به دست هر كه افتد ، آن را در عرف غنيمت خوانند براى آن كه غنيمت نامى است شامل هر فايدهاى را كه به مردم رسد ، و به عموم آيت ( 9 ) استدلال توان كردن بر وجوب اخراج خمس از اين جمله ، براى آن كه لفظ عموم متناول است آن را امّا در حال ظهور امام و تمكّن او از تصرّف در آنچه [ 38 - پ ] خواهد او اين ( 10 ) شش سهم برد ، و قسمت كند ، يك قسمت او بردارد كه سهم خداى و رسول و ذو القربى باشد ، و سه سهم به مستحقّان آن دهد از يتامى و مساكين و ابناء سبيل بنى هاشم . و امّا در حال قصور دست امام از تصرّف ، آن را كه خمس واجب باشد در مالش ، آن سه قسمت جدا كند و بنهد براى امام ، اگر عمرش كناره شود ، وصايت كند ، و وصى نيز وصايت كند تا آنگه كه به او رسد ، و آن سه سهم ديگر ببخشد ميان اين سه گروه . و بنزديك ما ، اين عوضى است كه حق تعالى نهاد آل محمّد را و بنى هاشم را در مالهاى ما عوض آن كه ايشان را صيانت كرد از صدقات اموال و زكوات كه آن غسالهء مال باشد تا آنچه به ايشان رسد بر وجه اعزاز و اكرام بود .
هامش
( 1 ) . اساس رضى اللَّه عنه .
( 2 ) . مل : در كردن .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : چيز .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : باشد .
( 5 ) . آج ، بم ، مل ، لب او .
( 6 ) . آن : ارژيز .
( 7 ) . نفط نفت .
( 8 ) . آو ، آج ، بم ، مل : بدخش آن : برخش مج : ببخش .
( 9 ) . آج ، لب ، آن : او .
( 10 ) . آو ، آج ، بم ، آن : از اين .