تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
القضاء ، الاتمام ، و منه قوله : فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَه ( 1 ) . . . ، اى ، اتمّ . و قولهم : قضيت الامر ، فانقضى ، اى اتممته فتمّ . و قوله تعالى : فَوَكَزَه مُوسى فَقَضى عَلَيْه ( 2 ) . . . ، اى قضى عليه اجله و عمره عمر بر او به سر آورد ، و معنى آيت مطابق معنى قول شاعر است ( 3 ) :
جرت الرّياح على رسوم ديارهم فكأنّما كانوا على ميعاد
و مراد به كاركردنى ، فتح و ظفر مسلمانان بود براى اعزاز دين و اذلال كفر و خزى و خذلان كافران بود به قتل و أسر . آنگه باز نمود كه آنچه كردم نه به ظلم كردم ، به حجّت كردم و بعد اظهار معجزات و دلالات و ابراز حجج و بيّنات و انزال آيات محكمات تا هر كه هلاك شود از سر حجّت هلاك شود و هر كه زنده ماند از سر حجّت زنده ماند . نافع خواند و ابو بكر عن عاصم و ابن كثير في روايت البزّى و شبل : حيى ، به اظهار دو « يا » ، و باقى قرّاء : به ادغام خواندند . حق تعالى مؤمن را بمنزلت زنده كرد و كافر را بمنزلت هالك ، براى آن كه مآل اين با حيات است ، و مآل آن با هلاك . * ( وَإِنَّ اللَّه لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ ) * و خداى تعالى شنوا و داناست به اقوال و احوال ايشان . * ( إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّه فِي مَنامِكَ قَلِيلًا ) * و ياد كن اى محمّد چون خداى تعالى ايشان را به تو نمود در خواب اندك . گفتند : پيش از آن رسول - عليه السّلام - در خواب ديد قريش را كه به او كارزار مىكردند و به عدد اندك بودند و اصحابان خود را خبر داد ، دل خوش شدند و قوى دل شدند . و قولى دگر آن است كه : في موضع منامك اى في عينك در جاى خواب تو يعنى در چشم تو خداى تعالى به چشم رسول ايشان را محقّر و مقلَّل ( 4 ) كرد ، آنگه گفت : * ( وَلَوْ أَراكَهُمْ كَثِيراً ) * و اگر ايشان را بسيار با تو نمودى ، * ( لَفَشِلْتُمْ ) * بد دل و ضعيف شديتان و منازعت و خصومت كرديد با يكديگر ، و لكن خداى تعالى سلامت داد شما را از اين آفت يعنى آفت منازعت ، كه او عالم است به اسرار دلها . و اسرار دلها را ، ذات الصّدور خواند ، براى آن كه در دل باشد پندارى خداوندان دلاند . و پيش از اين حدّ نوم گفته‌ايم كه ، سهوى باشد كه بيشترينهء احساس به او زايل شود . و گفته‌اند كه : سهوى باشد به استرخاى اعضا ، بىبيمارى .
هامش
( 1 ) . سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 23 . ( 2 ) . سورهء قصص ( 28 ) آيهء 15 . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج چنان كه گفت . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : قليل مل : مذلَّل .