و تفسير يتيم و مسكين و ابن السّبيل پيش از اين رفته است ، فلا وجه لإعادته . و گفتهاند : همه حيوان از قبل مادر يتيم باشد ، مگر آدمى كه از قبل پدر يتيم باشد . و ابن السّبيل غريب منقطع به باشد ( 1 ) ، و اگر چه در شهر خود توانگر باشد .
و قوله : * ( فَأَنَّ ) * ، در فتح آن ، دو وجه گفتند يكى آن كه : عطف است بر اوّل من قوله : * ( أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ ) * ، و دوّم : به حذف حرف الجر ، و التّقدير : فعلى انّ للَّه خمسه . و ما فى قوله : * ( أَنَّما غَنِمْتُمْ ) * ، جز است ، و « فا » ، به جواب شرط آمد ، و قوله : * ( إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّه ) * ، مورد او تقريع و توبيخ است ( 2 ) ، چنان كه ما مىگوييم : نماز بر تو واجب است اگر مسلمانى . مراد نه آن است كه بر كافران واجب نيست ، مراد آن است كه : تو كافر سيرتى در ترك نماز . * ( وَما أَنْزَلْنا ) * ، « ما » موصوله است به معنى الَّذى و آنچه ما انزله كرديم بر بنده ما يعنى محمّد - صلَّى اللَّه عليه و آله - از قران ( 3 ) ، و قيل :
من الفتح و الظَّفر و امداد الملائكة . * ( يَوْمَ الْفُرْقانِ ) * ، روز فرقان يعنى روز بدر كه خداى تعالى فرق كرد ميان مؤمن و كافر و حق و باطل . و زجّاج گفت : روا باشد كه * ( إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّه ) * ، تعلَّق دارد به قوله : * ( فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّه مَوْلاكُمْ ) * بدانى كه خداى مولاى شماست ، اگر به خداى ايمان دارى و آنچه بفرستاد روز بدر به رسولش آن روز كه آن دو جمع روى به بهم آوردند و متلاقى و متقابل شدند ، و آن روز آدينه بود ، هفدهم ( 4 ) ماه رمضان . و گفتهاند : نوزدهم ماه رمضان سال دوّم از هجرت رسول - عليه السّلام - و اين روايت از صادق ابو عبد اللَّه جعفر بن محمّد است - عليهما السّلام . * ( وَاللَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) * و خداى بر همه چيزى قادر است پس عاجز نباشد از جزاى هر كسى ( 5 ) بر وجه و وفق استحقاق به دادن .
* ( إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا ) * ، ابن كثير و ابو عمرو « عدوة » خوانند » بكسر العين ، و باقى قرّاء « عدوة » بضمّ العين ، و هما ( 7 ) لغتان قال الرّاعى فى الكسر .
هامش
( 1 ) . آج ، لب : منقطع نباشد مل ، آن : منقطع باشد .
( 2 ) . اساس با خطى متفاوت از متن افزوده است : متعلَّق به محذوف دلّ عليه و اعلموا ، اى ان كنتم امنتم باللَّه فاعلموا انّه جعل الخمس لهؤلاء فسلموا اليهم و اقتنعوا بالاخماس الاربعة بيضاوى : و بهذا ظهر انّ ما فى قوله ما غنمتم للجزاء ( رك : تفسير بيضاوى ، جزء 2 ، ص 267 ) .
( 3 ) . آو ، آج ، بم ، آن : و آن قرآن بود .
( 4 ) . آو ، بم : هودهم / هفدهم .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : هر كس .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : خواندند .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : لهما .