* ( وَإِلَى اللَّه تُرْجَعُ الأُمُورُ ) * و بازگشت همه كارها با خداى است ، چون صدور از او باشد ، بازگشت بازو ( 1 ) باشد ، و ملك همه ملَّاك زايل شود و حكم همه حكّام باطل ، حكم خاص او را باشد در قيامت در جمله كارها ، براى اين گفت : * ( وَإِلَى اللَّه تُرْجَعُ الأُمُورُ ) * ، و كلام در اين معنى مستقصى برفته است در سورة البقرة .
* ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا ) * - الاية ، ايزد تعالى در اين آيت امر كرد مؤمنان را كه : چون گروهى را از كافران بينيد ، بر جاى بايستيد و بنگريزيد و پناه با خداى و ذكر خداى دهيد و دعا و تضرّع كنيد تا همانا فلاح و ظفر يابيد . و فلاح ، نجاح باشد و بقا باشد و ظفر باشد . قتاده گفت : خداى تعالى بندگان را فرمود در حالى كه به خود مشغول باشند ، ذكر او كنند تا بدانند كه در هيچ حال رخصت نيست ايشان را كه ذكر او رها كنند .
قوله : * ( وَأَطِيعُوا اللَّه وَرَسُولَه ) * ، و گفت : طاعت خداى دارى و فرمان پيغامبر برى و منازعت و مخالفت و خصومت مكنى كه پس بد دل شويد و ضعيف شوى . * ( وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ) * و بداتان بشود ، مجاهد گفت : نصركم . مقاتل گفت : حدّتكم تيزى شما بشود . عطا گفت : جلدكم سختى شما بشود . يمان گفت : غلبتكم . نضر بن شميل گفت : قوّتكم . اخفش گفت : دولتكم . ابن زيد گفت : باد ( 2 ) نصرت خواست كه خداى تعالى هيچ وقت نصرت نكرد مؤمنان را و الَّا بادى فرستاد كه خاك بر روى و چشم كافران كرد . الا ترى الى قوله تعالى : فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً وَجُنُوداً لَمْ تَرَوْها ( 3 ) . . . ، و
قوله - عليه السّلام : نصرت بالصّبا و اهلكت عاد بالدّبور
، و در عرف معروف است كه چون كسى را كارى روان باشد ، گويند : الرّيح له و تهبّ له الرّيح .
و به زبان ما گويند : باد ، باد اوست ، و قال عبيد :
كما حميناك يوم النّعف من شطب
و الفضل للقوم من ريح و من عدد
و قال آخر :
يا صاحبىّ الا لا حيّ بالوادي
الَّا عبيد قعود بين اذواد
أ تنظران قليلا ريث غفلتهم
ام تعدوان فانّ الرّيح للعاد
و قال آخر :
هامش
( 1 ) . بازو / باز او / به او .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : به باد .
( 3 ) . سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 9 .