كنيد چندان كه كفر چنان ذليل و مهين شود كه سبب فتنه نباشد . * ( وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّه لِلَّه ) * ، و دين همه خداى را بود ، يعنى دين اسلام ، و هيچ شيطان را نبود . و روا باشد كه دين در آيت به معنى طاعت بود ، يعنى تا خلقان همه خداى را فرمانبردار شوند . و در آيت ، دليل است بر بطلان مذهب مجبّره كه گفت : دين همه خداى را باشد اگر كفر كافر هم خداى آفريند دين او نيز خداى را باشد ، و اين خلاف آيت بود ، يعنى همه جهان متديّن به دين خداى باشند و گردن نهاده فرمان او را .
* ( فَإِنِ انْتَهَوْا ) * ، اگر اين كافران باز آيند و باز ايستند از اين اصرار ( 1 ) بر كفر ، خداى تعالى به اعمال و احوال ايشان بصير و داناست ، جزا دهد ايشان را بر وفق عملشان و به حسب نيّتشان .
و اگر چنان كه بر گردند و روى برگردانند از اسلام ، بدانيد كه اعتماد شما بر ايشان نيست ، خداوند شما و ولى نعمت شما و اوليتر ( 2 ) به شما خداى است - جلّ جلاله . و گفتهاند : مولى ، ناصر است اين جا ، يعنى اعتماد نصرت بر خداى كنيد كه ناصر شما بر حقيقت اوست ، و « فا » فى قوله : * ( فَاعْلَمُوا ) * ، براى جواب شرط آمد ، و اقسام مولى گفتهايم در سورة المائده و شرح داده . * ( نِعْمَ الْمَوْلى ) * [ 37 - پ ] ، التّقدير : نعم المولى هو و نعم النّصير هو ، نيك خداوندگار است او ، و نيك يار است او ، مخصوص بالمدح از لفظ بيفگند در آيت لدلالة الكلام عليه . و امّا قول آن كس كه آيت را تأويل بر ناصر داد ، اعنى لفظ مولى را ، در آيت تكرار باشد براى آن كه نصير ، ناصر باشد ، و تا حمل توان كردن بر معنى مستأنف [ مستقلّ ] ( 3 ) حمل نبايد كردن بر تكرار ، چه اين جا آن ضرورت نيست ( 4 ) كه در او قول شاعر گفت :
و هند اتى من دونها النّأى و البعد
لاختلاف اللَّفظين ، براى آن كه اين جا دگر معنى احتمال نكند ، و در آيت به خلاف اين است لفظ مولى ، پس مولى در آيت حمل بايد كردن بر اولى ، تا معنى مختلف شود ، و هر لفظ به فايده خود مستقل گردد ، و اين آيت نيز از شواهد قول رسول شود - عليه و آله السّلام - كه گفت :
من كنت مولاه فعلىّ مولاه
، چه بر هر معنى كه حمل كنند مرجع معنى با اولى بود چنان كه شرح داده شده است - و اللَّه ولىّ التّوفيق .
هامش
( 1 ) . آو : اضرار .
( 2 ) . آج ، لب : اولى .
( 3 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد .
( 4 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مل ، مج ، لب : است .