ايمان باشد و از معاصى به ندم و عزم - چنان كه بيان كرده شده است . و الانتهاء ، الكفّ عن الشّىء ، و هو مطاوع النّهى ، يقال : نهيته فانتهى ، و سلف اى مضى . يقال :
سلف الشّىء يسلف سلوفا اذا تقدّم ، و منه : السّلف فى البيع ، و اسلف اذا باع الشّىء سلفا و استسلف اذا اشترى سلفا ، و السّالف الماضى و السّالفتان صفحتا العنق ، و السّلاف الخالص من الخمر لأنّه اوّل ما اعتصر منها ، و السّلفان ، المتزوّجان باختين . و شاعرى اين برگرفته است و نظم كرده مىگويد :
يستوجب العفو الفتى اذا اعترف
بما انتهى ممّا اتاه و اقترف
لقوله : قل للَّذين كفروا
ان ينتهوا يغفر لهم ما قد سلف
* ( وَإِنْ يَعُودُوا ) * ( 1 ) ، و اگر باز آيند ( 2 ) ، يعنى با معصيت . گفتهاند : عود ، اين جا به معنى اصرار است ، و گفتهاند : براى آن عود گفت كه ، در اوّل آيت انتها گفت : يعنى اگر از كفر باز آيند ( 3 ) باز دگر باره با سر دين و طريقه اوّل شوند ( 4 ) . * ( فَقَدْ مَضَتْ ) * ، « فا » ، براى جواب شرط است ، سنّت و طريقت و عادت ما ( 5 ) گذشته و رفته است در نصرت مؤمنان و خذلان كافران .
آنگه خطاب كرد با مؤمنان و رسول - عليه السّلام - داخل در آن خطاب ، گفت كارزار كنيد با اين كافران ، گفت : * ( وَقاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ ) * ، تا آنگه كه فتنه بنماند و فتنه نباشد ، يعنى كفر ( 6 ) . و فتنه ، در اين آيت كفر است ، و نيز فى قوله تعالى : وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ ( 7 ) . . . ، و براى آن كفر را فتنه خواند كه اهل او امّا به قهر و تعزّز و امّا به دعوت و تزيين ( 8 ) مردمان را مفتون كنند و آلت و علَّت آن باشد ، پس پندارى ( 9 ) فتنه آن است . عبد اللَّه عبّاس و حسن گفتند : اى شرك ، و معنى يكى باشد .
و فرق ميان فتنه و ميان آن كه كفر و يا شرك مصرّح گفتى ، آن است كه : كفر و شرك باشد كه فتنه نبود از آنان ( 10 ) كه اسير و ذليل و مقهور باشند امّا از آنان كه متعزّز و قاهر و داعى و مموّه باشند از ايشان فتنه بود . پس معنى آيت آن است كه : كارزار
هامش
( 1 ) . اساس : تعودوا ، با توجه به متن قرآن مجيد ، تصحيح شد .
( 2 ) . اساس : باز آييد ، به قياس نسخه مل ، تصحيح شد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : بازآيى / باز آييد .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : شوى / شويد .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : از .
( 6 ) . مج و كان تامّه است اين جا ، و المعنى حتّى لا توجد فتنة .
( 7 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 191 .
( 8 ) . آو ، بم ، آن : تزيّن .
( 9 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آن : مدارى .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : آن .