ديگر عرب جمع كرده بود ، و در اين معنى كعب بن مالك گفت :
فجئنا إلى موج من البحر وسطه
احابيش منهم حاسر و مقنّع
ثلاثة الاف و نحن بقيّة
ثلاث مأين ان كثرنا فاربع
الحكم بن عيينه گفت : آيت در ابو سفيان آمد كه روز احد چهل اوقيّه زر بر مشركان خرج كرد ، هر اوقيّهاى چهل و دو درم . محمّد بن اسحاق گفت : چون روز بدر آن واقعه افتاد قريش را ، هزيمتيان با مكّه آمدند و ابو سفيان بيامد و كاروان خود با مكّه آورد . عبد اللَّه بن ابى ربيع و عكرمة بن ابى جهل و صفوان ( 1 ) بن اميّه با جماعتى از قريش كه پدران و برادران ايشان را كشته بودند به بدر بيامدند و ابو سفيان را گفتند - و آنان را كه در آن كاروان مالى بود - كه : اى جماعت قريش ! ديدى كه محمّد چه كرد و به سر ما چه آورد ! و از ما كس نيست و الَّا از او موتور و كينه رسيده است كه مردمان ( 2 ) را و عزيزان ما را بكشت ، اكنون به اين مالى كه بجهانيدى از او ما را يارى بايد دادن تا باشد كه ما كينه خود از او بجوييم . گفتند : همچنين كنيم ، و هر كسى نصيبى ( 3 ) از مال بدادند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد . ضحّاك گفت : مراد اهل بدارند . مقاتل و كلبى گفتند : مراد آناناند كه روز بدر مقاتلان را طعام مىدادند و ساز مىكردند - و ايشان دوازده مرد بودند : ابو جهل هشام بود و عتبه و شيبه - پسران ربيعه ، عبد شمس و نبيه و منبّه - پسران حجّاج ، و ابو البخترىّ بن هشام و النّضر بن الحارث و حكيم بن حزام و ابىّ بن خلف و زمعة بن ( 4 ) الأسود و الحارث بن عامر و العبّاس بن عبد المطَّلب - و همه قرشى بودند ، هر مردى ده مرد را برگ مىكردند .
خداى تعالى در ايشان اين آيت بفرستاد ، خداى تعالى گفت : اين مالها كه نفقه ( 5 ) مىكنند به اميد آن كه تا باشد كه غالب شوند ، و ايشان را دستى و ظفرى باشد . آنگه چون بر خلاف مراد ايشان بود مال از دست بشده باشد و نفقه كردهء آن برايشان حسرت شود ، و آنگه كه بنگرى مغلوب و مقهور شوند ، و اين آيت از جملهء اعلام معجزات است ، براى آن كه خبر است از غيب و مخبر بر وفق خبر آمد . آنگه گفت اين خود
هامش
( 1 ) . آو ، آج ، بم ، آن : ضرار بن اميّه .
( 2 ) . آو ، آج ، بم ، مج ، لب ، آن : مردان .
( 3 ) . آج ، لب را .
( 4 ) . اساس : ربيعة بن ، به قياس نسخهء آو ، تصحيح شد ، مل : ربيعة بن .
( 5 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آن : به نفقه مىكنند .