ايشان ( 1 ) دنه گرفتگان و با مردمان ريا كنندگان و باز مىدارند از راه خداى ، و خداى بدانچه مىكنند داناست .
[ 36 - ر ]
و چون بياراست ايشان را ديو كردارهاى ايشان ، و گفت نبود غلبه كننده شما را امروز از مردمان ، و بدرستى كه من همسايهام شما را ، پس چون فراهم رسيدند دو گروه برگشت ديو پس پشتهايش ( 2 ) و گفت : من بيزارم از شما كه من مىبينم آنچه نمىبينيد شما ، كه من مىترسم از خداى و خداى سخت عقوبت است .
چون مىگفتند منافقان و آنان كه در دلهاى ايشان بيمارى شك بود بفريفت اينان را دين ايشان ، و هر كه توكّل كند بر خداى بدرستى كه خداى بىهمتا و محكم كار است .
و اگر بينى تو چون جان مىستانند آنان كه كافر شدند فريشتگان مىزنند رويهاى ايشان را و پشتهاى ايشان را ، و بچشيد عذاب آتش سوزان .
اين بدان است كه فرا - پيش داشت ( 3 ) دستهاى شما ، و آن كه خداى نيست بيداد كننده بر بندگان [ 36 - پ ] .
قوله تعالى : * ( إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ ) * - الاية - حق تعالى در اين آيت ذكر آن كافرانى كرد كه ايشان مالها خرج كردند تا مردمان را از راه دين خداى برگردانند . سعيد بن جبير و ابن ابى ابزى گفتند : آيت در أبو سفيان حرب آمد كه روز احد دو هزار مرد را از احابيش ( 4 ) به مزد بستد و به جنگ رسول آورد بيش ( 5 ) از آن كه از
هامش
( 1 ) . آو ، آج ، آن : سرايهاشان .
( 2 ) . آو ، آج ، مج ، آن : برگرديدند بر پيهايش ، بم ، لب : بازگشت ديو بر دو پاشنه خود .
( 3 ) . آو ، آج ، مج : در پيش افگند .
( 4 ) . اساس : اجد بيش ، به قياس به نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 5 ) . آج ، مل ، مج ، لب : بيرون .