[ 34 - ر ]
تا جدا كند خداى پليد را از پاك و كند ( 1 ) پليد را بهرى بر بهرى ، بر هم نهد آن را جمله پس كند ( 2 ) آن را در دوزخ ايشاناند كه زيانكاراناند .
بگو آنان را كه كافر شدند ، اگر باز ايستند بيامرزند ايشان را آنچه گذشت و اگر باز آيند گذشت طريقه پيشينگان .
كارزار كنى با ايشان تا نباشد فتنه و باشد دين همه خداى را ( 3 ) اگر باز ايستند كه خداى به آنچه مىكنند بيناست .
و اگر برگرديد بدانيد كه خداى ، خداوند شماست ، نيك ( 4 ) خداى و نيك ( 5 ) ياور است .
[ 34 - پ ]
و بدانى كه آنچه [ به غنيمت برگيرى ] ( 6 ) از چيزى خداى راست پنج يك آن و پيغامبر را و خويشان او و يتيمان و درويشان و راه گذريان را ( 7 ) ، اگر شما ايمان آرى به خداى و آنچه فرو فرستاديم بر بنده ما روز جداى ( 8 ) يعنى روز بدر ، آن روز كه به هم آمدند دو گروه و خداى بر همه چيزى تواناست .
[ 35 - ر ]
چون شما
هامش
( 1 ) . آج ، لب : گرداند .
( 2 ) . آج : گرداند لب : برنشاند .
( 3 ) . آج : دين همه آن مر خداى را .
( 5 - 4 ) . آج ، لب : نيكا .
( 6 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .
( 7 ) . آج : مسافران بىزاد را .
( 8 ) . آج ، لب : روز فرق ميان حق و باطل .