تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
عكرمه گفت ، گفتند : بار خدايا ! ما نمىدانيم كه اين دين كه محمّد آورده است چه دين است ؟ بار خدايا ! ميان ما و محمّد حاكم تو باش و حكم بكن ميان ما به حق . فتح ، در آيت به معنى حكم است ، و الفتّاح ، الحاكم . ابىّ بن كعب و عطا الخراسانى ( 1 ) گفتند : اين خطاب با اصحاب رسول است ، خداى تعالى ايشان را گفت بر سبيل منّت كه : اگر فتح مىخواستى ، فتح آمد شما را از خداى . خبّاب بن الأرت گفت ، ما پيغامبر را گفتيم : يا رسول اللَّه ! براى ما از خداى فتح نخواهى ؟ روى رسول سرخ شد و گفت : آنان كه پيش شما ( 2 ) بودند ايشان را انواع عذاب كردند و به دستره ( 3 ) به دو نيمه كردند و از دين خود برنگشتند ( 4 ) و اعضاى ايشان مفصّل ( 5 ) مىكردند و ايشان از دين خود برنگشتند . آنگه چنان شد كه سوارى از صنعا ( 6 ) به حضرموت آمدى آن كس نترسيدى مگر از خداى ، و گوسپند از گرگ نترسيدى ، شما را تعجيل است به فتح و نصرت ، خداى تعالى اين آيت فرستاد . آنگه از خطاب مؤمنان عدول كرد به خطاب كافران ، و گفت : * ( وَإِنْ تَنْتَهُوا فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ) * اگر باز ايستيد از اين كفر ( 7 ) و تعدّى ، شما را به باشد ، يقال : نهيته فانتهى ، افتعال مطاوع فعل باشد قياسى مطَّرد . * ( وَإِنْ تَعُودُوا نَعُدْ ) * و اگر شما با حرب محمّد آييد ، ما با سر فتح و نصرت او شويم . * ( وَلَنْ تُغْنِيَ عَنْكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئاً ) * و گروه و جمع شما ، از شما اغنايى ( 8 ) نكرد و اگر چه بسيار بودند . * ( وَأَنَّ اللَّه مَعَ الْمُؤْمِنِينَ ) * نافع و ابن عامر و حفص خواندند : و انّ اللَّه به فتح « الف » و علَّت آن باشد كه گفتند : حرف جرّ مقدّر است اين جا و محذوف ، و التّقدير : و لأنّ اللَّه مع المؤمنين . و باقى قرّاء خواندند : و انّ اللَّه ، به كسر « الف » بر ابتدا و خداى - جلّ جلاله - به نصرت با مؤمنان است . * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّه وَرَسُولَه ) * آنگه حق [ 28 - پ ] تعالى خطاب كرد با مؤمنان ، گفت : اى گرويدگان و ايمان آوردگان ! طاعت داريد خداى را و پيغامبر را و امتثال فرمان ايشان كنيد . * ( وَلا تَوَلَّوْا عَنْه ) * و از او بر مگرديد ، * ( وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ ) * و شما
هامش
( 1 ) . خورآسانى / خراسانى . ( 2 ) . پيش شما / پيش از شما . ( 3 ) . آج ، لب : دست اره آن : استره . ( 4 ) . آو ، بم ، آن : بنگشتند . ( 5 ) . لب : منفصل . ( 6 ) . لب : صنعان . ( 7 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مج : كفران . ( 8 ) . همه نسخه بدلها : غنا .