تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
است على قول الزّجّاج به خبر مبتداى محذوف ، التّقدير : الامر ذلكم كار آن بود كه شما ديدى . * ( وَأَنَّ اللَّه ) * ، در او دو قول گفتند : زجّاج گفت : محلّ او رفع است به خبر مبتداى محذوف ، و التّقدير : و الامر انّ اللَّه ، و ديگران گفتند : محلّ او نصب است به اضمار فعلى مقدّر ، و التّقدير : و اعلموا انّ اللَّه ، * ( مُوهِنُ ) * [ ابن عامر و حمزه و كسائى و ابو بكر و حفص عن عاصم خواندند : « موهن » ] ( 1 ) ، به تخفيف و به تنوين و نصب « كيد » ، من الايهان ، يقال : اوهنه يوهنه ايهانا . و ابو عمرو و ابن كثير و نافع خواندند : موهن ، مشدّد منوّن من التّوهين به نصب « كيد » . و حفص عن عاصم خواند به تخفيف و اضافت و جرّ « كيد » : * ( مُوهِنُ كَيْدِ الْكافِرِينَ ) * ، يقال : و هن الشّىء يهن وهنا ، و هو واهن ، و اوهنته و وهّنته ايهانا و توهينا ، بر قياس افعال لازم و متعدّى كه چون تعديه خواهى تا كنى به همزه كنى يا به تضعيف عين . و حق تعالى گفت : اين براى آن است تا بدانى كه خداى تعالى آنچه كرد به آن ( 2 ) كرد تا كيد و مكر كافران ضعيف كند . آنگه گفت : * ( إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ ) * اگر طلب فتح مىكنى ، فتح آمد شما را . خلاف كردند مفسّران در آن كه خطاب با كى است و سبب نزول آيت چه بود بعضى گفتند : سبب آن بود كه ابو جهل گفت روز بدر : اللَّهمّ ايّنا كان افجر و اقطع للرّحم و اتانا بما لا نعرف فاجبهه الغداة . بار خدايا ! هر كه از ما فاجرتر است و قاطعتر است رحم را و چيزى آورده است [ به ما ] ( 3 ) كه ما نمىشناسيم او را باز زن فردا ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و دعاى ايشان بر ايشان بنشنيد ( 4 ) : و ابو جهل را دو مرد زدند : نام ايشان عوف و معوّذ ( 5 ) - ابناء عفراء ، دو برادر بودند - و عبد اللَّه مسعودش تمام بكشت ( 6 ) . سدّى و كلبى گفتند : مشركان چون از مكّه بيرون مىآمدند به خانه كعبه آمدند و به آستار ( 7 ) كعبه در آويختند ، و گفتند : اللَّهم انصر اعلى الجندين و اهدى الفئتين و اكرم الحزبين و افضل الدّينين بار خدايا ! نصرت كن از اين دو لشكر آن را كه بلندتر است و از اين دو گروه آن را كه راه يافته‌تر است و از اين دو جماعت آن را كه گراميتر است و از اين دو دين آن را كه فاضلتر است . خداى تعالى رسول را نصرت كرد بر ايشان و اين آيت فرستاد .
هامش
( 3 - 1 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد . ( 2 ) . آو ، آج ، مل ، لب ، آن : براى آن . ( 4 ) . همه نسخه بدلها : بشنيد . ( 5 ) . مل ، مج ، لب : معود آو ، آج ، بم ، آن : مسعود . ( 6 ) . آو ، آج ، بم : تمام كرد . ( 7 ) . آو ، بم ، مل ، آن : آستان .