و زجّاج گفت : تأذّن اى تألَّى و حلف ، سوگند خورد خداى تو . عبد اللَّه عبّاس گفت : قال ربّك ، گفت خداى تو ، مجاهد گفت : امر ربّك ، فرمود خداى تو . عطا گفت : حكم ربّك . قطرب گفت : وعد ربّك ، وعده داد خداى تو .
* ( لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ ) * ، كه بر ايشان گمارد و مسلَّط كند بر ايشان . * ( مَنْ يَسُومُهُمْ ) * ( 1 ) ، كسى را كه بر ايشان نهد عذاب بد و آن رسول است - عليه السّلام - كه ايشان را رنجور و معذّب داشت به قتل و سبى و جلا و جزيت و ضمان كرد كه اين عذاب تا قيامت بر ايشان ( 2 ) بماند و در اين وعيد كه ايشان را كرد بشارت مؤمنان بود كه ملَّت و شرع رسول ما تا قيامت پاينده خواهد بود ( 3 ) آنگه گفت : خداى تو اى محمّد سريع العقاب است ، كافران را كه مستحقّ عقاب ( 4 ) باشند . و او غفور و رحيم است بر مؤمنان كه مستحقّ رحمت و مغفرت باشند تا او بر ايشان تفضّل كند .
* ( وَقَطَّعْناهُمْ فِي الأَرْضِ أُمَماً ) * ، آنگه گفت : من بنى اسرائيل را مفرّق بكردم در زمين . امما ، جماعاتى . و نصب او بر حال است . آنگه تفضيل ( 5 ) داد آن جماعات را گفت : * ( مِنْهُمُ الصَّالِحُونَ ) * ، از ايشان بعضى صالحان و نيكان بودند .
مجاهد و عطا گفتند : صالحان جهودان آنان بودند كه به عيسى - عليه السّلام - و به محمّد - صلَّى اللَّه عليه و إله - ايمان آوردند . كلبي گفت :
صالحانشان ( 6 ) آناناند ( 7 ) كه از وراى جوى اودافاند ( 8 ) ، كه ذكر ايشان برفت . * ( وَمِنْهُمْ دُونَ ذلِكَ ) * ، و از ايشان بعضى فرود اين اند و كم از اين اند يعنى كافراند ( 9 ) و فاسقاند . * ( وَبَلَوْناهُمْ ) * ، بيازموديم ايشان را به حسنات يعنى به تندرستى و دست فراخى و بسيار نعمتى . و « سيئات » ، يعنى قحط و بيمارى و تنگدستى و حرمان و
هامش
( 1 ) . اساس ، بم ، آف ، آن : « عبارت كسى را كه » بر آيه مقدّم آوردهاند ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . بر ايشا / بر ايشان ، آف : بر آنان .
( 3 ) . مج ، وز ، مل : بودن .
( 4 ) . مج : عذاب .
( 5 ) . وز : تفضّل .
( 6 ) . آف : صالحشان .
( 7 ) . مج : آنان بودند .
( 8 ) . مج ، وز : او دامند ، آن : او داقاند .
( 9 ) . آج ، لب : كافرانند .