آنچه مانند اين باد كه از قبل خداى تعالى بود ( 1 ) . آنگه بيان كرد كه غرض در اين امتحان و ابتلا چيست ، گفت : * ( لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ) * ، تا باشد كه رجوع كنند و با حق آيند و با سر امتثال فرمان او شوند . اگر گويند چگونه گفت : * ( لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ) * ، و ايشان هرگز بر حق نبودند ؟ گوييم از اين دو جواب است : يكى آن كه مرد مبطل چون مصرّ باشد بر باطل باز آيد ، لا محال رجوعش با حق باشد . و جواب ديگر آن كه :
( كل مولود يولد على فطرة ) ،
همه كس را براى فطرت ولادت باشد ، چون از آن برود باز آمدنش با آن رجوع باشد .
قوله : * ( فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ ) * ، حق تعالى گفت : از پس ايشان جماعتى بماندند ناخلف ، يعنى فرزندان ايشان و عوض را خلف گويند و آن كه از پس كسى از او باز ماند از فرزند و جز او او را خلف گويند چون صالح باشد و خلف گويند چون طالح باشد ، يقال : فلان خلف صدق من ابيه و خلف سوء و الخلف الَّذي يبقى فى السّقاء من اللَّبن الفاسد ، و منه خلوف فم الصّائم ، قال لبيد ( 2 ) :
ذهب الَّذين يعاش في اكنافهم
و بقيت في خلف كجلد الأجرب
و خلف در مدح اندك باشد از جملهء آن قول حسّان ثابت است ( 3 ) :
لنا القدم الاولى اليك و خلفنا
لأوّلنا فى طاعة اللَّه تابع
مجاهد گفت : مراد ترسايانند كه از پس جهودان بودند . ديگر مفسّران گفتند : مراد جماعتى جهوداناند ( 4 ) بد [ 209 - پ ] سيرت بد طريقت كه آيند ( 5 ) از پس آن گروه اوايل . * ( وَرِثُوا الْكِتابَ ) * ، به ميراث برداشتند كتاب را يعنى تورات را .
* ( يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الأَدْنى ) * ، فرا مىگرفتند ( 6 ) مال دنيا را به رشوت بر احكام و حكم به خلاف راستى مىكردند و مال دنيا ( 7 ) براى آن عرض خواند كه مانندهء ( 8 ) ناپاينده
هامش
( 1 ) . مج ، وز تعالى .
( 3 - 2 ) . مج ، وز ، مل شعر .
( 4 ) . مج ، آج ، لب : جماعتىاند از جهودان .
( 5 ) . مج ، وز ، مل ، لت : آمدند .
( 6 ) . مج ، وز ، لت ، مل : ها مىگرفتند .
( 7 ) . مل ، لت را .
( 8 ) . مج ، وز ، مل ، لت : مانند عرض .