مؤمنان ، و ذلك قوله : الرَّحِيمِ ( 1 ) . عطيّة العوفىّ گفت : واسع است بر همه كس ، جز كه به واجب ، الَّا به متّقيان نرسد ( 2 ) ، أ لا ترى إلى قوله ( 3 ) : * ( فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ ) * ، أو ( 4 ) فساوجبها ، و اين براى آن است كه خداى تعالى در دنيا كافران را به بركت مؤمنان روزى مىدهد ( 5 ) و به طفيل مؤمنا [ ن ] ( 6 ) عذاب از ايشان ( 7 ) صرف مىكند . ايشان به منزلت كسانىاند كه به روشنايى چراغ كسى بنشينند ( 8 ) ، فردا به قيامت مؤمنان به جانبى بروند و نور و روشنايى و رحمت با ايشان برود ، كافر بماند [ 203 - ر ] در ضلال و عذاب و شقاوت و ظلمت .
أبو روق گفت : مراد آن جزو رحمت است كه در دنيا قسمت كرده است ميان خلايق كه همه عطف ( 9 ) و شفقت و مهربانى ( 10 ) از آن رحمت است . ابن زيد گفت : رحمتي وسعت كلّ شىء فى التّورية ، و بعضى دگر گفتند : لفظ عام است و معنى خاص .
عبد اللَّه عبّاس و قتاده و ابن جريج گفتند چون اين آيت آمد ، ابليس ( 11 ) طمع در رحمت كرد ، گفت : من نيز شىءام و چيزىام ، خداى تعالى گفت : گو طمع بردار تو و هر كه طريقهء تو دارد كه اين رحمت براى متّقيان است .
* ( فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ ) * ، جهودان و ترسايان گفتند : چو ( 12 ) قاعده اين است كه رحمت خداى به آن كس [ مى ] ( 13 ) رسد كه او متّقى است و از معاصى اجتناب كند و زكات دهد و به آيات خداى مؤمن باشد ، ما چنينيم ، رحمت به ما رسد . حق تعالى گفت : گو طمع
هامش
( 1 ، 3 ) . سورهء فاتحهء ( 1 ) آيهء 1 و بيش از 90 مورد در سورهها .
( 2 ) . مل ، لب ، بم : برسد .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : أى .
( 5 ) . مج : روزى رسد .
( 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد : مل : طفيل ايشان .
( 7 ) . مل : از كافران .
( 8 ) . مل و .
( 9 ) . اساس و رحمت ، با توجه به مج ، و ديگر نسخ بدلها زايد مىنمايد .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : مهربانى و شفقت .
( 11 ) . مل عليه اللَّعنة .
( 12 ) . مل ، آج ، لب : چون .
( 13 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد .