كه سقط في يده و اسقط [ 198 - پ ] في يده ، پندارى ( 1 ) كه آنچه مضرّت او در آن است در دست او نهادند ، چون بداند كه آنچه كرد ( 2 ) بد بود پشيمان شود ، و اين از جمله كنايات مليح است ، و نيز در جاى خجالت مستعمل باشد . و به زبان ( 3 ) ما نيز چون كسى پشيمان و خجل شود از كارى ، گويد : [ من ] ( 4 ) از دست در افتادم كه آن ديدم ، و در حقّ ( 5 ) ايشان هر دو بود : هم پشيمانى هم خجالت .
* ( وَرَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا ) * ، اين « رؤيت » به معنى علم است ، و بدانستند كه گمراه شدند به عبادت عجل پس از آن كه موسى - عليه السّلام - باز آمد و ايشان را معلوم شد كه آن تلبيس ( 6 ) سامرى كرد بر ايشان ، آنگه از سر پشيمانى گفتند : * ( لَئِنْ لَمْ يَرْحَمْنا رَبُّنا ) * ، اگر خداى ما بر ما رحمت نكند و ما را بنيامرزد ( 7 ) ، ما از جمله زيانكاران باشيم .
حسن بصرى گفت : جمله گوساله پرست شدند مگر هارون - عليه السّلام .
گفت ( 8 ) به ( 9 ) دليل آن كه موسى - عليه السّلام - خود را دعا كرد و هارون را ، في قوله :
* ( قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلأَخِي وَأَدْخِلْنا فِي رَحْمَتِكَ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ) * ( 10 ) ، و اگر مؤمنى دگر بودى آن جا او را با خود و با هارون شريك كردى در دعا .
اهل كوفه خواندند الَّا عاصم : لئن لم ترحمنا ربّنا ، به « تا » ى خطاب و نصب « ربّنا » على تقدير : يا ربّنا .
* ( وَلَمَّا رَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِه غَضْبانَ أَسِفاً ) * ، چون موسى - عليه السّلام - باز آمد و آن حال ديد ( 11 ) ، دلتنگ شد و خشم گرفت ، و گفتند : خداى تعالى او را آن جا
هامش
( 1 ) . آج ، لب : پنداريد .
( 2 ) . مج ، وز ، مل ، لت : كردند .
( 3 ) . اساس : زمان ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد .
( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد .
( 5 ) . مج ، وز : و بنا حق .
( 6 ) . مج ، وز ، مل ، لت : تلبيسى است كه .
( 7 ) . مل و يغفر لنا لنكوننّ من الخاسرين .
( 8 ) . مج : ندارد .
( 9 ) . مل : بدان .
( 10 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 151 .
( 11 ) . آج ، لب : بديد .