تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
يا بنة ( 1 ) عمّا لا تلومي و اهجعي
( 2 ) و بعضى دگر گفتند : مركّب كرد آن را و بنا كرد بر فتح ، كخمسة عشر ، گفت : اى برادر بدان كه اين قوم مرا ضعيف كردند و نزديك بود كه مرا بكشند أى سبحان اللَّه ! اگر در حيات ( 3 ) موسى با هارون در غيبت چهل روز اين كردند ، اين همه استضعاف و بيم كشتن بود و او خليفه موسى بود و وزير او بر قومش ، اگر با هارون رسول از پس وفات او اين و مانند اين كنند چه عجب باشد . * ( فَلا تُشْمِتْ بِيَ الأَعْداءَ ) * ، دشمنان را به من شاد مكن ( 4 ) ، يعنى اين فعلى كه مىكنى از تقريب و ترحيب ، و غرض تو تعظيم من است و تو در خشمى از اينان ، از اين معنى كم كن كه ايشان از بعد فهم و قلَّت فطنت ندانند كه اين كه تو مىكنى تعظيم است ، پندارند استخفاف است ، شماتت كنند . در شاذّ مجاهد خواند و حميد الأعرج : * ( فَلا تُشْمِتْ بِيَ الأَعْداءَ ) * ، بر فعل لازم من شمت يشمت از فعل ثلاثى ، و رفع « اعداء » ، يعنى چنان مساز كه دشمنان به من شماتت كنند ، و اين نهى مغايبه باشد چنان كه لا يخرج زيد ، نبايد تا زيد بشود . * ( وَلا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ) * ، و مرا با قوم ظالمان - كه ايشان در اين خوض كردند و رضا دادند - مكن ، و اين بر من تجنّى ( 5 ) مكن كه من از پس تو نيامدم ( 6 ) و تو را خبر نكردم كه صلاح نبود كه ايشان با حضور من گوساله پرست شدند ، در غيبت من همانا بدتر كردندى ( 7 ) و عذر به اين خواست كه : نِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي ( 8 ) . چون موسى - عليه السّلام - براءت ساحت هارون بدانست از تقصير ،
هامش
( 1 ) . كذا در اساس و همه نسخه بدلها ، ضبط لسان العرب ذيل ( عم ) : يا ابنة . ( 2 ) . اساس : واسحعى ، با توجّه به مل ، لت و مأخذ شعرى تصحيح شد . ( 3 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : حياة / حيات . ( 4 ) . مج ، وز ، مل ، لت : خرّم مكن . ( 5 ) . مج ، لت : تجسنى ، چاپ شعرانى ( 5 / 292 ) : بحثى . ( 6 ) . اساس ، لب ، بم : بيامدم ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 7 ) . مج ، وز ، لت : بتر كردندى . ( 8 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 94 .