اگر گويند : چه معنى دارد ذمّ خداى ايشان را بر غفلت ، و غفلت بر مذهب شما سهوى باشد كه منافات علم ضرورى كند و بر ساهى تكليف نباشد ، چگونه ذمّ كنند او را ؟ جواب آن است كه گوييم : مراد به سهو اين جا مجاز است نه حقيقت ، و اين بر سبيل تشبيه است اعراض ( 1 ) و عدول ايشان را از آيات خداى تعالى و تأمّل در آن و انتفاع به آن ، حال ايشان با حال كسى ماند كه ساهى و غافل باشد . اين اسم بر ايشان اطلاق كرد چنان كه گفت : صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ ( 2 ) ، چنان كه ( 3 ) مرد كند را گوييم : او مرده است ، و نادان را گوييم : خر است - و اللَّه ولىّ التّوفيق .
قوله : * ( وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَلِقاءِ الآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ ) * ، حق تعالى در اين آيت گفت : آنان كه تكذيب كنند و آيات من به دروغ دارند و به قيامت و به ثواب و عقاب ايمان ندارند . و پيش از اين بيان كرديم كه حقيقت « لقاء » و « التقاء » و « ملاقات » ، مقابله است يا مقاربه ، چنان كه إلتقى الجمعان و تلاقت الفئتان ( 4 ) ، و به پارسى چنين گويند كه : دو لشكر بر يكديگر آمدند ، آنگه بر توسّع در ادراك بصر استعمال مىكنند .
و در آيت ، مراد حصول و حضور است ، يعنى آنان كه ايمان ندارند به آن كه به قيامت خواهند آمد ( 5 ) و آن جا حاضر خواهند شد ( 6 ) . * ( حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ ) * ، اعمال ايشان باطل و محبط باشد . و مراد به احباط آن است كه عمل ايشان واقع نباشد بر وجهى كه بر او ثوابى باشد براى آن كه بر خلاف مأمور كرده باشند ، آنان را كه به احباط گويند لا بد است از آن كه تفسير آيت بر اين وجه كنند ، براى آن كه
هامش
( 1 ) . اساس : اعتراض ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد .
( 2 ) . اساس ، آج ، لب ، بم ، آف ، آن * ( فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ ) * ، سورهء بقره ( 2 ) آيهء 18 .
( 3 ) . مج ، وز ما .
( 4 ) . اساس : الفتيان ، با توجّه به آج تصحيح شد .
( 5 ) . مل ، لت : آمدن .
( 6 ) . مل : شدن .