و اگر رؤيت اوّل را كه رؤيت سبيل رشد است حمل كنند بر رؤيت بصر از آن كه حمل كنند ( 1 ) سبيل رشد را بر آيات و بيّنات و حجج و دلايل ، رؤيت دوم را حمل بايد كرد [ ن ] ( 2 ) بر علم ، براى آن كه « سبيل الغىّ » مذاهب و اعتقادات باشد ، و آن كس كه بداند كه آن ( 3 ) مذهب و اعتقاد باطل است اختيار آن نكند با علم به آن كه عقلا اين اختيار نكنند ، گوييم از اين سه جواب است : يكى آن كه هر دو رؤيت ، رؤيت بصر باشد و مراد به « سبيل رشد » دلايل و معجزات باشد كه مؤدّى بود با طريق حق ، و مراد به « سبيل غىّ » مخاريق بود كه مبطلا [ ن ] ( 4 ) آن را شبهت سازند ، چنان كه سحره فرعون كردند . پس بر اين وجه هر دو رؤيت از بصر باشد و اين شبهت مجال ندارد .
و جواب دوم آن است كه : هر دو رؤيت به معنى علم باشد الَّا آن است كه علم متناول نباشد حقّى و درستى آن را و بطلان و فساد اين ( 5 ) را چنان كه بسيار مردمان مذهبهاى حق دانند و شنيده باشند و اگر چه اعتقاد نكنند كه آن حق است ، و مذهبهاى باطل دانند و اگر چه اعتقاد نكنند كه آن باطل است . نه مخالفان حق بسيارى از مذاهب اهل حق دانند و لكن اعتقاد كرده باشند كه آن باطل است ، و مذهبهاى باطل خود دانند و لكن اعتقاد كرده باشند كه آن حق است به شبهتى كه ايشان را پيش آمده باشد و امعان ( 6 ) نظر نكرده باشند چون بر اين وجه حمل كنند سؤال ساقط شود .
و جواب سيم ( 7 ) از او آن است كه : « رؤيت » به معنى علم است ، و ايشان عالماند به حقّى حق و بطلان باطل و لكن جحود مىكنند با علم كه حاصل است ايشان را براى حبّ رياست و طمع حطام دنيا ، چنان كه بسيار كس كردند
هامش
( 1 ) . آج ، لب به .
( 4 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد .
( 3 ) . مج ، وز ، مل : اين .
( 5 ) . مج ، وز ، مل : آن .
( 6 ) . اساس : انعام ، با توجّه به مج ، وز مل تصحيح شد .
( 7 ) . مج ، وز ، آج ، لب : سيوم .