تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
ماند كه تكبّرى بود كه به حق بود ، گوييم ( 1 ) از اين دو جواب است : يكى آن كه تكبّر بر دو وجه باشد يكى به حق و يكى به ناحق . فامّا تكبّر به حق ، تكبّر مؤمنان و متّقيان باشد و تنزّه ( 2 ) ايشان از دنيا ( 3 ) و مآثم ( 4 ) ، و اين تكبّر به معنى تحرّج و تأثّم باشد و [ به ] ( 5 ) معنى خويشتن دارى و آن كه ( 6 ) خويشتن از آن بزرگ دارند كه خود را به آن آلوده كنند [ 197 - ر ] يقول : أنا اتكبّر عن كذا و أتعظَّم و اتنزّه و اتحرّج و أتأتّم بمعنى واحد ، أى اكبّر نفسي عنه . و جواب ديگر آن كه : اين تأكيد است آن را و صفتى لازم تا باز نمايد كه تكبّر جز به ناحق نباشد ، چنان كه گفت : وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ( 7 ) ، و گفت : وَمَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّه إِلهاً آخَرَ لا بُرْهانَ لَه بِه ( 8 ) ، و كلام در اين طريقه به استقصا برفت و استشهادات به اشعار و نيز كلام فلا وجه للاعادة . آنگه وصف كرد ايشان را به اصرار بر كفر تا قطع طمع رسول كند از ايمان ايشان تا دل عزيز در بند آن ندارد كه اليأس احدى الرّاحتين ، گفت : * ( وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها ) * ، اگر هر آيت و معجزه كه ممكن باشد ببينند هم ايمان نيارند . آنگه گفت : از اين بترند اگر سبيل رشد و صلاح بينند آن را به خود نگيرند ( 9 ) . حمزه و كسائي و خلف خواندند : « سبيل الرّشد » به دو فتحه ، و باقى قرّاء خواندند : « رشد ( 10 ) » به ضمّ « را » و سكون « شين » ، و هما لغتان كالبخل و البخل و السّقم و السّقم و الحزن و الحزن . و اگر ره جهل و عمايت بينند آن را متابعت كنند و ره خود گيرند . اگر گويند : رؤيت در آيت به معنى ادراك بصر است يا به معنى علم ،
هامش
( 1 ) . اساس : گويم ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 2 ) . اساس : تنزيه ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 3 ) . وز ، مل : دنايا . ( 4 ) . اساس : و اما اثم ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 6 ) . مج ، وز ، مل ، لب : و آنگه ، لت : و از آنگه . ( 7 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 61 . ( 8 ) . سورهء مؤمنون ( 23 ) آيهء 117 . ( 9 ) . مج ، وز : نگرند . ( 10 ) . مج ، وز : رشدا .