قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ ( 1 ) - الى قوله : ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِه لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ( 2 ) .
موعظة ، مصدر باشد بمعنى الوعظ . * ( وَتَفْصِيلًا ) * [ 196 - ر ] * ( لِكُلِّ شَيْءٍ ) * ، و تفصيل هر چيزى از حلال و حرام و حدود و احكام . * ( فَخُذْها بِقُوَّةٍ ) * ، بستان آن را بقوّت . مقاتل گفت : بجدّ و مواظبة . ضحّاك گفت : بطاعة ، و قيل : بجدّ و اجتهاد ، و قيل : بصحّة و عزيمة ، بجدّ تمام و اجتهاد بليغ و عزم درست ، چه اگر عزمش مصمّم نبود در عمل فاتر باشد .
* ( وَأْمُرْ قَوْمَكَ ) * ، و بفرماى قومت را تا نكوتر [ ينهء ] ( 3 ) آن فرا گيرند ( 4 ) يعنى كار بندند ، يعنى نكوترين آنچه ايشان را فرمودند در آن از ( 5 ) فرايض و سنن حلالش حلال دارند و حرامش حرام دارند . ابن كيسان گفت : يعنى اوامرش را كار بندند و از نواهى اجتناب كنند . بعضى اهل معانى گفتند : أحسن صله است ، يعنى جمله آن بگيرند ( 6 ) . قطرب گفت : أحسن به معنى « حسن » است و همه ( 7 ) حسن بود ، چنان كه گفت : وَلَذِكْرُ اللَّه أَكْبَرُ ( 8 ) . حسين بن الفضل گفت : يعنى چون كلمتى را ( 9 ) بايد متحمل معانى و وجوه را حمل كنند على احسن الوجوه ، بعضى گفتند مراد آن است كه : در توريت هم فريضه است و هم سنّت ، أخذ بالاحسن ( 10 ) آن باشد كه جمع كند ميان فريضه و سنّت هم سنّت هم سنّت و هم فريضه به كار دارد ( 11 ) .
* ( سَأُرِيكُمْ دارَ الْفاسِقِينَ ) * ، با شما نمايم سراى فاسقان . مورد آيت مورد ( 12 ) و عيدست ، چنان كه [ يكى ] ( 13 ) از ما گويد [ من ] ( 14 ) با تو نمايم آنچه تو مستحقّ آنى ،
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 151 .
( 2 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 153 .
( 14 - 13 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد .
( 4 ) . مج ، وز : ها گيرند .
( 5 ) . مج ، وز : ندارد .
( 6 ) . مج ، وز : نگرند .
( 7 ) . مج : هم .
( 8 ) . سورهء عنكبوت 29 آيهء 45 .
( 9 ) . مج ، وز ، مل ، لت : ندارد .
( 10 ) . مج ، وز : أخذنا الاحسن .
( 11 ) . مج ، وز ، مل ، لت : « به كار دارد » را ندارد ، آج ، لب : به كار آرد .
( 12 ) . وز ، مل : ندارد .