است آن كه من نام او بر عرش خود نقش كردهام پيش از آن كه آسمان و زمين آفريدم به دو هزار سال ، [ او ] ( 1 ) پيغامبر من است و صفىّ و حبيب من است و گزيدهء من از خلقان من ، و او را دوستر ( 2 ) دارم از جمله خلقان و جمله فرشتگان .
موسى گفت : بار خدايا چون محمّد بنزديك تو اين منزلت دارد هيچ امّت هستند ( 3 ) از امّت او فاضلتر ؟ حق تعالى گفت : يا موسى ، فضل امّت او بر ديگر امّتان چنان است كه فضل من بر خلقانم .
موسى - عليه السّلام - گفت : بار خدايا كاشكى ( 4 ) تا من ايشان را بديدمى ! گفت : يا موسى تو ايشان را نبينى ، و اگر خواهى كه آواز ايشان بشنوى من تو را بشنوانم . گفت : بار خدايا خواهم . حق تعالى گفت : يا امّت احمد ( 5 ) . جواب دادند از اصلاب آبا و ارحام امّهات و گفتند :
لبّيك اللهم لبّيك ، انّ الحمد و النّعمة لك و الملك لا شريك لك لبّيك .
آنگه حق تعالى گفت : اى امّت محمّد ( 6 ) !
( ان رحمتي سبقت غضبي )
، رحمت من سابق شد خشم مرا و عفو من عقاب مرا ، بدادم شما را پيش از آن كه از من خواستى ( 7 ) ، و اجابت كردم پيش از آن كه مرا بخواندى ( 8 ) ، و بيامرزيدم شما را پيش از آن كه در من عاصى شدى ( 9 ) . هر كه روز قيامت آيد و گواهى دهد كه من يكىام و محمّد بنده و رسول من است ، به بهشت شود اگر چه گناهان او از كف دريا بيش باشد ، و ذلك قوله : وَما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَيْنا ( 10 ) - الآية .
سعيد بن عبد الرّحمن المعافرىّ گفت [ 195 - ر ] از پدرش كه : كعب الأحبار روزى حبرى را ديد از أحبار جهودان كه مىگريست ، گفت : چرا
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 2 ) . مج ، وز ، لت : دوستتر .
( 3 ) . لت : هست .
( 4 ) . مج ، وز : كاشك .
( 5 ) . مل ، آج ، لب : محمّد .
( 6 ) . مل ، آج ، لب ، لت : احمد .
( 7 ) . مج ، وز ، آج ، لب : خواستيد .
( 8 ) . مج ، وز ، آج ، لب : بخوانديد .
( 9 ) . مج ، وز ، آج ، لب : شديد .
( 10 ) . سورهء قصص ( 28 ) آيهء 46 .