آن كه بنده مرا ياد دارد و فراموش نكند . گفت : بار خدايا از بندگان تو كدام نيكو عملتر ( 1 ) باشد ، گفت : آن كه زبانش دروغزن نباشد و دلش فاجر نباشد ، و فرجش زانى نباشد ، مؤمنى باشد نيكو خوى . گفت : بار خدايا كدام بنده تو بد عملتر باشد ؟ گفت : فاجر ( 2 ) بدخوى ( 3 ) ، به روز بطَّال باشد و به شب مردار .
قوله : * ( قالَ يا مُوسى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتِي وَبِكَلامِي ) * ، حق تعالى گفت اين آيت حكايت آن كرد كه موسى را گفت ( 4 ) چون از مناجات فارغ شد ( 5 ) گفت ( 6 ) خداى تعالى موسى را گفت : من تو را برگزيدم به رسالت و پيغامهاى خود بر مردمان ، و تو را تخصيص كردم از همه خلقان جهان در تحمّل رسالت و اداى آن به خلقان .
اهل مدينه و روح خواندند : « برسالتي ( 7 ) » على التّوحيد ، باقى قرّاء « برسالاتي » على الجمع . * ( فَخُذْ ما آتَيْتُكَ ) * ، بستان آنچه به تو دادم و از جمله شاكران باشد بر آن ، يعنى توريت و شريعت و بيان كرد . آنچه در او بود ( 8 ) ، و اين آيت بر سبيل منّت فرمود خداى تعالى بر موسى .
عبد اللَّه عبّاس روايت كرد از رسول - عليه السّلام - كه ( 9 ) گفت : چون خداى تعالى موسى را الواح داد ، او در الواح نگريد و گفت : بار خدايا كرامتى دادى مرا كه كس را ندادى پيش از من . خداى تعالى گفت : * ( إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتِي وَبِكَلامِي فَخُذْ ما آتَيْتُكَ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ ) * ، آنچه تو را ( 10 ) دادم بستان و نگاه دار بجدّ و محافظت و چنان ساز كه بر دوستى محمّد با پيش من آيى .
موسى - عليه السّلام - گفت : بار خدايا محمّد كيست ؟ گفت : احمد
هامش
( 1 ) . مج ، وز : كدام عمل نيكوتر .
( 2 ) . مج ، وز ، لت : فاجرى .
( 3 ) . مج ، وز ، لت : بدخو .
( 4 ) . مل يا موسى .
( 5 ) . مل : شوى .
( 6 ) . مل بار خدايا چه مىفرمايى .
( 7 ) . مج ، لت : برسالاتى .
( 8 ) . مج ، وز ، مل ، لت : و بيان كه در او بود .
( 9 ) . مل او .
( 10 ) . مل : فراتو .