تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
الجواب به آن كه خداى تعالى را نتوان ديد [ ن ] ( 1 ) منم . عبد اللَّه عبّاس گفت : چون موسى به كوه طور شد به ميقات ، حق تعالى او را گفت : به چه ( 2 ) آمده‌اى و چه مىجويى ( 3 ) ؟ گفت : به طلب هدى آمده‌ام . حق تعالى گفت : يافتى اى موسى آنگه موسى گفت : بار خدايا از بندگان كه را دوستر ( 4 ) دارى ؟ گفت : آن كه مرا ياد دارد و فراموش نكند . گفت : بار خدايا ، كدام بندهء تو قاضىتر است ( 5 ) ؟ [ گفت ] ( 6 ) : آن كه حكم به حق كند و متابعت هوا نكند . گفت : بارخدايا ، كدام بندهء تو عالمتر است ؟ گفت : آن كه علم مردمان با علم خود اضافت كند به تعلَّم ( 7 ) ، كلمتى شنود كه او را به هدى راه نمايد و از هلاك برگرداند . عبد اللَّه مسعود گفت : چون خداى تعالى موسى را نزديك كرد ( 8 ) ، او برنگريد » بنده‌اى را ديد در ميانهء عرش ، گفت : بارخدايا آن ( 10 ) بنده [ 194 - پ ] كيست ؟ گفت : بنده‌اى كه مردمان را ( 11 ) حسد نبرد با آنچه خداى ( 12 ) به ايشان دهد ، و نيكوكار است به مادر و پدر ، سخن چينى نكند . گفت : بار خدايا گناهان من گزشته ( 13 ) و آمده ( 14 ) و آنچه در ميان آن است بيامرز و آنچه تو از من به دانى از من . بار خدايا ! پناه با تو مىدهم از وسوسهء نفس و از سوء عمل ( 15 ) . حق تعالى گفت : كفايت كردند ( 16 ) تو را آن ، گفت : بار خدايا كدام عمل دوستر ( 17 ) دارى [ گفت ] ( 18 ) :
هامش
( 18 - 6 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد . ( 2 ) . آج ، لب كار . ( 3 ) . مج ، وز : چه مىخواهى . ( 4 ) . مج ، وز ، مل ، آف ، لت : دوستتر . ( 5 ) . آج ، لب : قاضى تست . ( 7 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب : به تعليم . ( 8 ) . مج ، وز ، مل : بكرد ، آف ، آن : بنزديك كرد . ( 9 ) . مل : برگرديد . ( 10 ) . مج ، وز ، مل : اين . ( 11 ) . مل : كه بر مردمان . ( 12 ) . مل ، آج ، لب تعالى . ( 13 ) . همهء نسخه بدلها : گذشته . ( 14 ) . مج ، وز ، مل ، لت : آينده . ( 15 ) . مج ، وز ، مل ، لت : عملم ، كه بر اساس مرجّح مىنمايد . ( 16 ) . لت : كرد . ( 17 ) . مج ، وز ، مل : دوستتر .