الجواب به آن كه خداى تعالى را نتوان ديد [ ن ] ( 1 ) منم .
عبد اللَّه عبّاس گفت : چون موسى به كوه طور شد به ميقات ، حق تعالى او را گفت : به چه ( 2 ) آمدهاى و چه مىجويى ( 3 ) ؟ گفت : به طلب هدى آمدهام .
حق تعالى گفت : يافتى اى موسى آنگه موسى گفت : بار خدايا از بندگان كه را دوستر ( 4 ) دارى ؟ گفت : آن كه مرا ياد دارد و فراموش نكند . گفت : بار خدايا ، كدام بندهء تو قاضىتر است ( 5 ) ؟ [ گفت ] ( 6 ) : آن كه حكم به حق كند و متابعت هوا نكند .
گفت : بارخدايا ، كدام بندهء تو عالمتر است ؟ گفت : آن كه علم مردمان با علم خود اضافت كند به تعلَّم ( 7 ) ، كلمتى شنود كه او را به هدى راه نمايد و از هلاك برگرداند .
عبد اللَّه مسعود گفت : چون خداى تعالى موسى را نزديك كرد ( 8 ) ، او برنگريد » بندهاى را ديد در ميانهء عرش ، گفت : بارخدايا آن ( 10 ) بنده [ 194 - پ ] كيست ؟
گفت : بندهاى كه مردمان را ( 11 ) حسد نبرد با آنچه خداى ( 12 ) به ايشان دهد ، و نيكوكار است به مادر و پدر ، سخن چينى نكند . گفت : بار خدايا گناهان من گزشته ( 13 ) و آمده ( 14 ) و آنچه در ميان آن است بيامرز و آنچه تو از من به دانى از من .
بار خدايا ! پناه با تو مىدهم از وسوسهء نفس و از سوء عمل ( 15 ) . حق تعالى گفت :
كفايت كردند ( 16 ) تو را آن ، گفت : بار خدايا كدام عمل دوستر ( 17 ) دارى [ گفت ] ( 18 ) :
هامش
( 18 - 6 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 2 ) . آج ، لب كار .
( 3 ) . مج ، وز : چه مىخواهى .
( 4 ) . مج ، وز ، مل ، آف ، لت : دوستتر .
( 5 ) . آج ، لب : قاضى تست .
( 7 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب : به تعليم .
( 8 ) . مج ، وز ، مل : بكرد ، آف ، آن : بنزديك كرد .
( 9 ) . مل : برگرديد .
( 10 ) . مج ، وز ، مل : اين .
( 11 ) . مل : كه بر مردمان .
( 12 ) . مل ، آج ، لب تعالى .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها : گذشته .
( 14 ) . مج ، وز ، مل ، لت : آينده .
( 15 ) . مج ، وز ، مل ، لت : عملم ، كه بر اساس مرجّح مىنمايد .
( 16 ) . لت : كرد .
( 17 ) . مج ، وز ، مل : دوستتر .