تزلزل و تدكدك ( 1 ) و آن محال است كه جسمى هم ساكن باشد هم متحرّك . پس هر چه بر او موقوف كنند و به او تعلَّق كنند هم محال باشد و اين روشن است به حمد اللَّه و سكون او در حال تحرّك محال باشد ، پس آنچه به او تعليق كنند هم محال باشد . اى عجب هر صحيحى كه تعليق كنند [ 194 - ر ] به محال محال باشد چون محال به محال تعليق كنند چه شود ، حق تعالى گفت : وَلا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ ( 2 ) ، كافران به بهشت نشوند تا شترى به سوراخ سوزنى بنشود ، دخول جنّت از كافر مستحيل نيست عقلا چون به محالى بازبست محال باشد رؤيت قديم تعالى محال است از آن جا كه نه جسم است و نه لون و نه صفت اجسام و الوان است ، چون به محال ( 3 ) باز بندند صحيح خواهد شد ؟
دليل سديگر از اين آيت قوله تعالى : * ( فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّه لِلْجَبَلِ جَعَلَه دَكًّا وَخَرَّ مُوسى صَعِقاً ) * ، چون خداى تعالى تجلَّى كرد و نور او يا امر او بر كوه فتاد كوه پاره پاره شد و موسى بىهوش بيفتاد ، و بر قولى بمرد . اگر به ظهور كمتر جزوى از نور عرش او اين بباشد ، همانا به ظهور او چشمها را - تعالى علوّا كبيرا - خلايق و بهشت و دوزخ نيست شود .
دليل ديگر قوله : * ( سُبْحانَكَ ) * ، براى آن كه تنزيه خداى عقيب اين گفتار الَّا از اين نباشد دون ساير مطاعن تا سخن متناسب بود .
دليل ديگر قول موسى - عليه السّلام : * ( تُبْتُ إِلَيْكَ ) * ، اگر رؤيت او و اعتقاد آن ايمان است ، پس موسى - عليه السّلام - از ايمان چگونه توبه كرد ، و توبه موسى - عليه السّلام - احسن احوالها آن باشد كه حمل كنند آن را بر فزع با خداى تعالى با خشوع و استكانت از چيزى كه تركه ( 4 ) اولى ، و توبهء همهء پيغامبران بر اين وجه باشد ، با آن كه بنزديك جمله امّت توبه ايشان از صغيره باشد يا از كبيره ، و مثبتان رؤيت
هامش
( 1 ) . مج ، وز : تدكدكش .
( 2 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 40 .
( 3 ) . مل : محالى .
( 4 ) . اساس : ترك ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد .