منقسم است به اقسام زمان : ماضى و حال و استقبال [ 193 - پ ] .
و براى هر يكى حرفى نهادند عرب كه نفى آن فعل به او كنند « ما » نفى ماضى راست و كذلك « لم » و « لا » نفى حال راست و « لن » نفى مستقبل را به اتّفاق اهل لغت . و چون قيامت مستقبل است حال نيست و ماضى ، لا بد بايد تا نفى متناول بود او را ، و الَّا كلمه از فايده بشود . آنگه باز آيند و گويند :
چگونه گفتى كه « لن » نفى مستقبل را باشد ( 1 ) و خداى تعالى مىگويد : وَلَنْ يَتَمَنَّوْه أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ( 2 ) ، ايشان هرگز تمنّاى مرگ نكنند و آنگه در قيامت تمنّاى مرگ مىكنند فى قوله تعالى حكاية عنهم : وَنادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ ( 3 ) ، اى مالك بگو تا خداى تو جان مرا بردارد ( 4 ) . پس تمنّاى مرگ كنند در قيامت با آن كه خداى تعالى نفى كرد از ايشان . اين معنى به « لن » چرا نشايد كه آيت رؤيت همچنين باشد ، گوييم : اگر ( 5 ) آيت تمنّا ما را با ظاهر رها كردندى همچنين گفتيمى ( 6 ) ، و لكن قرينهء مخصّص ( 7 ) است اين جا ، و آن قوله :
بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ( 8 ) ، گفت با آنچه ايشان كردهاند هرگز تمنّاى مرگ نكنند ترس آن را كه آن جا شوند كه ايشان را بر اعمال جزا كنند پس براى اين قرينه تخصيص عموم وقت كرديم . به دنيا دون آخرت ( 9 ) ، و در آيت رؤيت اين مخصّص ( 10 ) نيست .
دگر آن كه از كجا كه آنان كه اين گويند : وَنادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ ، اين جماعت باشند كه خداى خبر داد از ايشان كه تمنّاى مرگ نكنند ! چرا نشايد كه جز ايشان گروهى دگر باشند ! اين جماعت ( 11 ) مخصوص بودند از
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، مل : نفى مستقبل راست .
( 8 - 2 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 95 .
( 3 ) . سورهء زخرف ( 43 ) آيهء 77 .
( 4 ) . آج ، لب ، لت و .
( 5 ) . مج ، وز ، مل در .
( 6 ) . مج ، وز ، مل ، لت : گفتمانى .
( 10 - 7 ) . مج ، وز : مخصوص .
( 9 ) . مل : و از آخرت .
( 11 ) . مج ، وز ، لت : چه اين جماعتى .