لطف خواهد بود ( 1 ) بعضى مكلَّفان را و حسم مادّهء شبهت خواهد فتاد ( 2 ) .
و از جمله وجوه كه در [ جواب ] » سؤال اوّل گفتند در اصل مسأله يكى اين است كه موسى - عليه السّلام - اين سؤال كرد از خداى تعالى با آن كه دانست كه اين بر خداى محال است و لكن چون دانست كه به جواب او شبهت برنخيزد و حسم مادّهء شبهت در جوابى باشد كه از قبل ربّ العزّة بود سؤال كرد و غرض ( 4 ) جنس صدور الجواب عنه - تعالى .
و بيان اين آن است كه در اخبار آمد كه بنى اسرائيل گفتند يا موسى : از خداى بپرس تا او بخسبد ( 5 ) يا نه ؟ موسى گفت : به روى ( 6 ) و محال مگويى ( 7 ) كه خواب بر خداى تعالى روا نباشد ، گفتند : تو بپرس تا چه جواب آيد . موسى گفت : بار خدايا ! دانى چه مىگويند ؟ حق تعالى وحى كرد به موسى و گفت : اين سايلان را بر خود حاضر كند و ( 8 ) دو قدح پر آب كن و بر دست گير تا ايشان را اين حال روشن شود . موسى - عليه السّلام - همچنين كرد و بر دست گير تا ايشان را اين حال روشن شود . موسى - عليه السّلام - همچنين كرد كه يك ساعت بود خواب بر او غالب شد دستش برهم آمد ( 9 ) قدحها بشكست و آب ريخت از خواب درآمد قدحها ( 10 ) شكسته بود و آب ريخته . جبريل ( 11 ) آمد و گفت : خداى مىگويد اگر من بخسبم آسمان و زمين كه نگه دارد ، كه تو دو قدح نگه نمىتوانى داشت ( 12 ) ! ايشان را شفا حاصل شد و شبهت زايل .
جواب ديگر از سؤال دوم آن است كه فرق است ميان سؤال رؤيت و سؤال تجسّم ( 13 ) و صاحبه و ولد ، براى آن كه علم به صحّت سمع ممكن بود با جواز
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، مل ، لت : بودن .
( 2 ) . مج ، وز ، مل ، لت : فتادن .
( 3 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 4 ) . مج ، وز ، مل : غرضش .
( 5 ) . مل : خسبد .
( 6 ) . مج ، وز ، مل ، آن ، آف : برويد .
( 7 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب ، آن ، آف : مگوييد .
( 8 ) . مج ، وز ، مل ، لت تو .
( 9 ) . مل : بر هم فتاد .
( 10 ) . مج ، وز ، مل ، لت : قدح .
( 11 ) . مل عليه السّلام .
( 12 ) . مج ، وز ، مل ، لت : تو دو قدح نمىتوانى داشتن .
( 13 ) . مج ، وز : تحتم ، مل : تجسيم .