الثّعلبيّ آورد در كتاب العرايس فى المجالس و يواقيت التّيجان في قصص القرآن ، و من براى آن آوردم كه خبرى غريب است و در او حجّت است ما را : اوّل آن كه او مثبت رؤيت است و آن كه سؤال رؤيت را چندين تهويل و تعظيم نهاد . اى عجب موسى - عليه السّلام - از سر امتحان نه از سر ايمان ، نه از قبل خود بل از زبان آن گروه نادان سؤال رؤيت كرد ، جواب به نصّ قرآن : * ( لَنْ تَرانِي ) * آمد ، و حال بر اين جمله كه شرح رفت . و موسى بى هوش ( 1 ) بيفتاد از اهوال و كوه بر جاى نماند تا سفيان گفت : * ( جَعَلَه دَكًّا ) * . حق تعالى كوه پاره پاره كرد و از جاى برداشت و در دريا انداخت ، هنوز فرو مىشود تا به روز قيامت خواهد شد [ ن ] ( 2 ) و آن جماعت مقترحان به صاعقه بسوختند ، ندانم تا آن جا كه ديدار حقيقى باشد كه ( 3 ) بيند و كه تواند و كه بماند ، يا نيز پس از اين همه كه زهره دارد كه اين سخن بر زبان راند ؟
أى سبحان اللَّه ! انديشه نكنى كه تسبيح فرشتگان آسمانها در چنين حال نه دليل تنزيه و تقديس او كند ، از آن كه چشم بينندگان او را دريابد و به او ( 4 ) برسد ! و اگر گويى : آن ( 5 ) در خبر است ، گويم ( 6 ) : در خبر تو است از اثر تو است در دفتر تو است ، تسبيح موسى در قرآن است [ 192 - پ ] ، بارى * ( سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ ) * ، اين تنزيه به چه درخور است آن ( 7 ) جا ؟
يعنى زن ندارى و فرزند نگيرى و با كس نمانى و ظلم نكنى ، آن ( 8 ) جا اين لايق نيست ، معنى جز اين نباشد تا سخن متناسب شود كه [ تو ] ( 9 ) منزّهى از آن كه چشم بينندگان و ادراك مدركان و حاسّه بصر و ديدار ديدهء سر به تو رسد . انت كما اثنيت على نفسك في كتابك المنزل على نبيّك المرسل سيّد الاخيار و إمام الابرار محمّد المختار ، لا تدركه الابصار و هو يدرك الابصار ( 10 ) ، هم در اين كتاب آورد .
هامش
( 1 ) . مل شد و .
( 9 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 3 ) . اساس : كى ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .
( 4 ) . مل : و در او .
( 5 ) . مل : اين .
( 6 ) . آج ، آف ، آن : گوييم .
( 8 - 7 ) . مج ، وز ، مل : اين .
( 10 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 103 .