و قال حميد :
يدكّ اركان الجبال هزمه
يخطر بالبيض الرّقاق به همه
و بيشتر مفسّران برآنند كه آن را ريگ روان كرد تا در جهان مىرود تا به قيامت و بر جاى قرار نگيرد .
قوله : * ( وَخَرَّ مُوسى صَعِقاً ) * ، موسى بيفتاد بىهوش . بيشتر ( 1 ) بر ايناند ( 2 ) ، و قتاده گفت : ميّتا ، بمرد ، و اين قول درست نيست براى ظاهر قرآن كه حق تعالى گفت : * ( فَلَمَّا أَفاقَ ) * ، چون باهوش آمد ، و اين مغشىّ عليه را گويند ، و اگر مرده بودى گفتى : فلمّا احيى .
كلبي گفت : اين سؤال روز پنج شنبه بود - روز عرفه - موسى را - عليه السّلام - روز آدينه كه عيد نحر بود توريت دادند . وهب گفت : چو [ ن ] ( 3 ) موسى - عليه السّلام - سؤال رؤيت كرد ، خداى تعالى ابرى و ضبابى فرستاد با رعد و برق و صواعق تا گرد آن كوه در آمد . فرشتگان آسمانها را گفت : به روى ( 4 ) و بر موسى اعتراض كنى ( 5 ) تا چرا اين سؤال كرد . فرشتگان روى به موسى نهادند از چهار سوى كوه تا از جانب چهار فرسنگ بگرفتند . اوّل فرشتگان آسمان دنيا آمدند بر صورت گاوان ورزا ( 6 ) ، دهن ايشان به تسبيح و تهليل مىدميد به آوازهاى چون آواز رعد ( 7 ) .
آنگه فرشتگان آسمان دوم آمدند بر صورت شيران ، ايشان را جلبه بود و آوازى ( 8 ) عظيم بود به تسبيح و تهليل . موسى - عليه السّلام - بترسيد و لرزه بر اندام او افتاد ( 9 ) و هر موى كه بر اندام او بود برخاست از ترس و گفت : بار خدايا استقالت كردم و پشيمان شدم ، مرا از اين اهوال به كرم برهان . حبر ( 10 ) فرشتگان و رئيسشان
هامش
( 1 ) . مج ، وز مفسران .
( 2 ) . مج ، وز : برآنند .
( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 4 ) . مج ، وز ، مل : برويد .
( 5 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب : كنيد .
( 6 ) . مل : ورز .
( 7 ) . مج ، وز ، مل سخت .
( 8 ) . مج ، وز ، مل : جلبهاى و آوازى .
( 9 ) . مج ، وز ، مل : بترسيد و اندام او لرزيدن گرفت .
( 10 ) . لب : خير .