گفت ( 1 ) : يا موسى صبر كن ! پس زود به جزع آمدى آن كس كه آن خواهد كه تو خواستى ازين صابرتر باشد ، تو هنوز چه ديدهاى از بسيارى اندك ديده ( 2 ) .
آنگه فرشتگان آسمان ( 3 ) فرود آمدند بر صورت كركسان ، آواز ايشان به تسبيح و تهليل بند شده چنان كه نزديك بود كه كوه بدرّد ، گفتى ( 4 ) درفش آتشند به رنگ آتش بودند .
آنگه فرشتگان آسمان چهارم فرود آمدند و ايشان با هيچ جانور نماندند ، به مانند درفش آتش بودند ، به رنگ آتش بودند و به خلقت برف بودند ، و آواز به تسبيح و تهليل برگشاده بيش از فرشتگان پيشين ( 5 ) .
آنگه فرشتگان آسمان پنجم [ فرود ] ( 6 ) آمدند بر هفت لون . موسى - عليه السّلام - نتوانست كه در ايشان [ نگرد ] ( 7 ) . از ( 8 ) شدّت خوف بر جاى بماند ( 9 ) گريستن گرفت و اندامش مرتعش شد ، هم حبر فرشتگان گفت : مكانك : بر جاى باش [ 192 - ر ] تا چيزى بينى كه طاقت ندارى .
آنگه فرشتگان [ آسمان ] ( 10 ) ششم آمدند ( 11 ) و خداى ايشان را گفت : به روى ( 12 ) و بر آن بنده اعتراض كنى ( 13 ) كه خواست كه مرا ببيند . ايشان آمدند بر صورتى و خلقتى عجيب ، در دست هر يكى درختى از آتش چند درخت خرما ، و لباس ايشان چون درفش آتش . هر گه تسبيح كردند اين همه فرشتگان جواب دادندى ، و تسبيح ايشان اين بود [ كه مىگفتند ] ( 14 ) : سبّوح قدّوس ربّ العزّة ابدا لا يموت .
موسى - عليه السّلام - به ( 15 ) خوف از حدّ بگذشت و زبان برگشاد با ايشان
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، بم : گفتند .
( 2 ) . بم : ديدهاى .
( 3 ) . مج ، وز : سهام ، مل : سيوم .
( 4 ) . مج ، وز : گويى .
( 5 ) . مل : پيشتر .
( 14 - 10 - 7 - 6 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 8 ) . مج ، وز : اين از .
( 9 ) . مج : بنماند .
( 11 ) . مل : فرود آمدند .
( 12 ) . مج ، وز ، آج ، لب : برويد .
( 13 ) . مج ، وز ، آج ، لب : كنيد .
( 15 ) . آج ، لب : را .