تحكّم كردند كه : يا موسى ما چه دانيم كه حال برادران و خويشان ما چيست كه ما ايشان را نمىبينيم ؟ موسى - عليه السّلام - دعا كرد تا آن آب كه به شكل ديوار بود طاق طاق شد تا آنان كه به آن ( 1 ) طرف بودند مىنگريدند و اين گروه را كه به اين طرف بودند مىديدند .
چون اينان همه از دريا بر آمدند و فرعون و قومش در دريا حاصل شدند ، خداى تعالى بفرمود تا آن طاقهاى آب بر هم زدند و دريا به آب مطبّق شد و ايشان جمله غرق شدند . چون برآمدند ، گفتند : يا موسى ما چه ايمن باشيم كه فرعون هلاك نشد ( 2 ) بجست يا او را برهانيدند و فردا با ما گردد . خداى تعالى فرعون را با چهارصد من آهن سلاح كه با خود » داشت بر سر آب آورد تا ايشان بديدند او را .
اين همه آيات و نعمت خداى ديده ( 4 ) ، چون بر آمدند بر كنار دريا گروهى را ديدند بت پرستان ، بتان در پيش نهاده آن را سجده مىكردند ، موسى را گفتند : يا موسى ، ما را نيز خدايى پيدا كن چنان كه ايشان را خدايانند ، * ( وَجاوَزْنا ) * ، [ و ] ( 5 ) بگذرانيديم ( 6 ) بنى اسرائيل را به دريا ، يقال : جاوزت بفلان مكان كذا فتجاوز . « بحر » مفعول اوّل است و « بنى اسرائيل » مفعول دوم . فأتوا ، آمدند بر گروهى ( 7 ) كه ايشان عكوف و اقبال كرده بودند بر بتانى كه ايشان را بودند ( 8 ) گفتند : يا موسى ما را نيز خدايى كن چنان كه ايشان را هست [ 188 - پ ] .
حمزه و كسايى و خلف خواندند : « يعكفون » به كسر « كاف » ، و باقى قرّاء « يعكفون » به ضمّ « كاف » ، و اين دو لغت است ، مثل : يفسقون و يفسقون . و اشتقاق و اصل « بحر » از سعت و فراخى باشد ، و منه البحر الَّذي هو الشّقّ ، و منه البحيرة للنّاقة المشقوقة الاذن . و « صنم » آن باشد از بتان كه مصوّر باشد ، و
هامش
( 1 ) . مج : اين .
( 2 ) . مج ، وز : نشده باشد ، آن يا .
( 3 ) . مج ، وز ، مل ، لت : بر خود .
( 4 ) . آج ، لب : خداى كه بديدند .
( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 6 ) . اساس : بگزرانيديم ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .
( 7 ) . مل * ( عَلى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلى أَصْنامٍ لَهُمْ ) * .
( 8 ) . مل * ( قالُوا يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا ) * .