حلول نقمت به ايشان رجوعا الى قوله : * ( فَانْتَقَمْنا ) * ، و قول اوّل قريبتر است .
آنگه گفت : * ( وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ ) * ، گفت : پس از آن كه فرعون و قومش را در دريا هلاك كرده بوديم ، ميراث ايشان و آنچه از ايشان باز ماند به قوم بنى اسرائيل داديم كه در زمين مستضعف بودند و ضعيف و درمانده بودند از دست فرعون و قومش كه ايشان را بندگى گرفته بودند ( 1 ) و مقهور و ذليل كرده به بيگار ، و بار بر ايشان ، و كشتن فرزندان ايشان ، و انواع مذلَّت كه ذكر آن برفت - مشارق و مغارب زمين به ايشان داديم . گفتند : جانب شرقى خواست و جانب غربى . حسن بصرى گفت : به جانب شرقى مصر خواست و به جانب غربى شام . [ و زجّاج گفت : مراد نه موسى است ، مراد سليمان است كه او از بنى اسرائيل بود و بر مشارق و مغارب زمين پادشاه شد ] ( 2 ) و براى آن به لفظ ميراث گفت كه بازماندهء آن هلاك شدگان بودند از عمالقه و فراعنه . * ( وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنى ) * ، و تمام شد كلمهء نيكوتر از خداى تو ( 3 ) بر بنى اسرائيل به آن صبر كه كردند ، يعنى آن وعده كه داد كه من زمين به ميراث به شما مىدهم في قوله : وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ ( 4 ) .
و « حسنى » تأنيث أحسن باشد ، و او صفت كلمه است ، و بعضى [ 188 - ر ] دگر از مفسّران گفتند : مراد به « كلمه » نعمت است ، يعنى نعمت خداى تعالى بر بنى اسرائيل تمام شد به هلاك فرعون و قومش . و قوله : * ( بِما صَبَرُوا ) * ( 5 ) ، « با » مجازات راست و « ما » مصدريّه است ، يعنى بصبرهم . * ( وَدَمَّرْنا ما كانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُه ) * ، و دمار برآورديم از آنچه فرعون و قومش مىكردند از بناها و هلاك كرديم آن را . و « دمار » هلاك بود ، و منه قوله : تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّها ( 6 ) ، هر چه ايشان به عمرهاى
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، مل ، لت : بنده گرفته بودند ، آج ، لب : به بندگى گرفته بودند .
( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 3 ) . مل : خداى تعالى خداى تو .
( 4 ) . سورهء قصص ( 28 ) آيهء 5 .
( 5 ) . اساس و ، با توجّه به مج ، وز زايد مىنمايد .
( 6 ) . سوره احقاف ( 46 ) آيهء 25 .