دراز كرده بودند از همه چيزها ، به يك ساعت ( 1 ) دمار برآورديم .
* ( وَما كانُوا يَعْرِشُونَ ) * ، و آن بناهاى رفيع كه مىكردند از قصور و دور ( 2 ) . و اصل العرش الرّفع ( 3 ) ، و منه العرش للسّرير الرّفيع و الملك العظيم ، و گفتند : آنچه ايشان مىبستند از چفتها ( 4 ) و چمنها ( 5 ) و در باغها نزهت را ، و منه العريش [ بلان ] ( 6 ) مرغان را از اين جا عريش خوانند كه چون چفته ( 7 ) بود ، ( 8 ) و روا بود كه از جهت ارتفاع او را عريش ( 9 ) خوانند ، و ابو عبيده گفت : عريش بنا باشد ، و منه عروش مكّة ، أى ابنيتها . و ابن عامر و أبو بكر و عاصم ( 10 ) خواندند ( 11 ) : « يعرشون » بضمّ الرّاء ، و باقى قرّاء ، « يعرشون » بكسر الرّاء ، و هما لغتان يقال : عرش يعرش ، و يعرش ، كبطش يبطش و يبطش .
* ( وَجاوَزْنا بِبَنِي إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ ) * ، حق تعالى در اين آيت از بلادت و نكادت و جهالت بنى اسرائيل حكايت كرد ، و آنگه خداى تعالى پس از آن كه اين همه نعمتها كرد با ايشان و ايشان بر كنار دريا گرفتار شدند و فرعون از پى ايشان برفت با لشكرهاى گران و ( 12 ) ايشان را راه گريز ( 13 ) نبود كه دريا در پيش بود و قوّت مقاومت فرعون نه ، كه لشكر و بىكرانه بود ، فروماندند و گفتند : يا موسى تدبير ما چيست ؟ خداى تعالى گفت : [ يا ] ( 14 ) موسى عصا بر [ اين ] ( 15 ) دريا زن . عصا بر دريا زد ، دوازده راه خشك در دريا پديد آمد تا هر سبطى به راهى فرو شدند چنان كه گرد سم اسپان ايشان از ميان دريا در هوا مىرفت ( 16 ) . در ميان دريا بر موسى
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، مل ، لت : ما به يك ساعته .
( 2 ) . مج ، وز ، مل : دوور .
( 3 ) . مل ، آج ، لب : الرّفيع .
( 4 ) . اساس : چفها ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .
( 5 ) . لت : خيمها / خيمهها .
( 6 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد ، مل ، لت : بالان .
( 7 ) . اساس : چفت ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .
( 8 ) . مج ، وز ، مل : باشد .
( 9 ) . اساس : عرش ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد ، مج : عرايش .
( 10 ) . مج ، وز ، مل ، لت : أبو بكر عن عاصم .
( 11 ) . مج ، وز ، لت : خواند .
( 12 ) . آج ، لب : كه .
( 13 ) . مج ، وز ، لت : گريغ ، مل : گريزى .
( 14 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد ، آج ، لب : موسى را .
( 15 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 16 ) . مل : مىشد .