كنى و بردارى به تو ايمان آريم و تو را تصديق كنيم و بنى اسرائيل را با تو بفرستيم .
موسى - عليه السّلام - مىخواست تا بنى اسرائيل را از چنگ و عذاب ايشان برهاند . چون موسى - عليه السّلام - دعا كرد و خداى اجابت كرد و عذاب از ايشان برداشت ، * ( إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ ) * ، كه ديدى ايشان عقيب آن عهد مىشكستند ( 1 ) ، و « اذا » مفاجات است كه شرح داديم ، و زجّاج گفت : معنى او هناك باشد ، ظرف زمان است كه در جاى ظرف مكان استعمال مىكنند على التّوسّع . و قوله : * ( إِلى أَجَلٍ هُمْ بالِغُوه ) * ، يعنى تا به وقت عذاب ايشان از غرقى كه وقت زده بوديم . و « نكث » نقض عهد باشد تشبيها بنكث الغزل ، و آن تاب باز دادن ريسمان باشد ، قال اللَّه تعالى :
كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً ، ( 2 ) و النّكث الغزل المنقوض ، و منه
قوله - عليه السّلام - لا امير المؤمنين علىّ : انّك ستقاتل النّاكثين و القاسطين و المارقين .
* ( فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ ) * ، حق تعالى گفت : چون چنين كردند من از ايشان انتقام بكشيدم به آن كه ايشان را در دريا غرق كردم . و « انتقام » كينه كشيدن باشد ، و « يمّ » دريا بود .
قال ذو الرّمّة ( 3 ) :
داويّة و دجى ليل كأنّهما
يمّ تراطن في حافاته الرّوم
و قصّه غرق فرعون و قومش رفته است طرفى ، و باقى گفته شود در سورهء يونس - إن شاء اللَّه تعالى . * ( بِأَنَّهُمْ ) * ، « با » مجازات راست ، چنان كه : فعلت بك كذا بما فعلت ، يعنى بجزاء ما فعلت و بعوض ( 4 ) ما فعلت ، و « أنّ » مع اسمها و خبرها في موضع المصدر ، و المعنى اغرقناهم بتكذيبهم باياتنا ، به دروغ داشتن آيات ما را و غفلت ايشان از آن ، و آن كه از آن بى خبر بودند و علم به آن حاصل نكردند .
و در ضمير « عنها » خلاف كردند ، بعضى گفتند : راجع است به ايات ، يعنى غافل بودند از تفكّر و تأمّل در ايات ، و بعضى گفتند : از نقمت ، يعنى از
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، لت : مىشكافتند .
( 2 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 96 .
( 3 ) . مج ، وز شعر .
( 4 ) . مج ، وز : بعض .