تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
آن ( 1 ) خون ملطَّخ كنى ( 2 ) . ايشان همچنان كردند . قبطيان گفتند : چرا چنين مىكنى ( 3 ) ؟ گفتند : خداى تعالى عذابى خواهد فرستاد ( 4 ) . موسى - عليه السّلام - ما را گفت چنين كنى ( 5 ) ، گفتند : خداى شما شما را به آن ( 6 ) باز شناسد . گفتند : ما را چنين فرموده‌اند ، اين به فرمان خدا و پيغامبر مىكنيم . بر دگر روز برخاستند ( 7 ) هفتاد هزار آدمى از قوم فرعون به طاعون بمرده بودند چنان كه دفن نتوانستند كردن » . و اصل « رجز » ميل باشد ، و منه قوله : وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ ( 9 ) ، أى عبادة الاوثان ، براى آن كه آن ميل باشد از حق . « و الرّجز » ارتعاش في رجل النّاقة ، « و الرّجز » نوع من السّير السّريع ( 10 ) ، و قيل : الرّجز الرّجل القصير ، و منه سمّى بحر الرّجز فى الشّعر لقصره ، و قبل : لشبهه بذلك النّوع من السّير و الرّجازة ما يعدل به الحمل اذا مال و هى ايضا صوف احمر يزيّن به الهودج . * ( قالُوا ) * ، گفتند ، يعنى قبطيان موسى را - عليه السّلام - : * ( ادْعُ لَنا رَبَّكَ ) * ، بخوان براى ما خدايت را . * ( بِما عَهِدَ عِنْدَكَ ) * . ابو العاليه گفت : [ به ] ( 11 ) آنچه تو را وصيّت كرد . عطا گفت : با آنچه تو را خبر داد . مؤرّج گفت : با آنچه تو را اعلام داد . سعيد جبير و مجاهد و ابن محيصن « رجز » خواندند به ضمّ [ 187 - پ ] « را » و هما لغتان ، كالعضو و العضو ، يعنى دعا كن براى ما به دعواتى كه خداى تو را آموخته است . * ( لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ ) * ، اين « لام » جواب قسمى مضمر است ، كانّهم قالوا : حقّا لئن كشفت عنّا الرّجز ، او حقّ كذا ، به فلان قسم كه اگر اين عذاب و محنت را از ما كشف
هامش
( 1 ) . آج ، لب : بدان . ( 2 ) . مج ، وز ، مل ، آف ، آن : كنيد . ( 3 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، آف ، آن : مىكنيد . ( 4 ) . لت : فرستادن . ( 5 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، آف : كنيد . ( 6 ) . مج ، وز ، مل ، لت : به اين . ( 7 ) . اساس ، آج ، لب ، بم ، آن : برخواستند ، با توجّه به ضبط مج ، وز تصحيح شد . ( 8 ) . آف : نتوانستندى كردن . ( 9 ) . سورهء مدّثر ( 74 ) آيهء 5 . ( 10 ) . در معاجم دو معنى اخير براى اين لغت ديده نشد . ( 11 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .