تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
را دعا كن تا ( 1 ) اين بلا از ما بردارد كه ما به هر حال از اين بار ( 2 ) ايمان آريم و فرمان تو كنيم و دست از بنى اسرائيل بداريم . و عهد و ميثاق و پيمان كردند . موسى - عليه السّلام - دعا كرد ، خداى تعالى آن برداشت از ايشان - پس از آن كه هفت روز مقام كرد با ايشان از شنبه تا شنبه ، و گفتند : موسى - عليه السّلام - به دعا كردن به صحرا برون شد . چون دعا بكرد ، به عصا اشارت كرد به مشرق و مغرب ( 3 ) ، آن ملخ از آن جا كه آمده بودند بازگشتند و پراگنده شدند چنان كه يكى نماندند ( 4 ) آن جا . چون ملخ برفت ، اينان بيامدند به زرعها و باغهاى خود آمدند بقاياى ( 5 ) اندك مانده بود ، گفتند : مصلحت در آن باشد كه ( 6 ) بر اين كه » مانده است قناعت كنيم و تزجّى ( 8 ) روزگار كنيم و دين خود نگاه داريم و رها نكنيم ، و به آن عهد نيز وفا نكردند و با سر كار ( 9 ) خود رفتند . يك ماه بر اين بگذشت و ايشان آن فراموش كردند ، خداى تعالى قمّل فرستاد بر ايشان ، و كيفيّت حال آن بود كه خداى تعالى موسى را گفت : از مصر به در شو به دهى از دههاى مصر كه آن را عين الشّمس خوانند ، آن جا پشته‌اى است ريگ روان ، آن جا دعا كن و عصا بر آن پشته زن تا من آيتى دگر باز نمايم . موسى به آن جا آمد و دعا كرد و عصا بر آن پشتهء ريگ [ روان ] ( 10 ) زد ، خداى تعالى با قمّل كرد . از آن جا برخاستند ( 11 ) و در آن بقاياى زرع و كشت و ميوهء ايشان افتادند ( 12 ) و جمله بخوردند چنان كه پوست زمين باز كردند ، و آنگه در ايشان [ گرفتند ] ( 13 ) و در جامه و اندام ايشان افتادند و ايشان را مىكشتند و ايذا مىكردند
هامش
( 1 ) . آج ، لب : كه . ( 2 ) . مج ، وز : نوبه ، آج ، لب : پس . ( 3 ) . مج ، وز : و به مغرب . ( 4 ) . مج ، وز ، لت : نماند . ( 5 ) . آج ، لب : و باغها بقايا . ( 6 ) . آج ، لت : مصلحت آن است كه . ( 7 ) . مج ، وز ، لت : بر اين چه . ( 8 ) . آج ، لب ، بم : برخى . ( 9 ) . مج ، وز ، مل ، لت : كارهاى . ( 13 - 10 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد . ( 11 ) . اساس ، آج ، لب ، لت : برخواستند ، با توجه به ضبط مج ، وز تصحيح شد . ( 12 ) . مج ، وز ، مل : افتاد .