چندان آب پديد آمد كه به سينهء ايشان برسيد و نيز در باغها و زمينهاى ايشان افتاد تا كشت نتوانستند كردن . اين حال بر ايشان مسلَّط شد ، هفت روز از شنبه تا شنبه . به استغاثت و فرياد بر موسى آمدند ( 1 ) ، گفتند : دعا كن خدايت را تا اين عذاب از ما بردارد تا ما ايمان آريم و طاعت تو داريم و بنى اسرائيل [ را ] ( 2 ) با تو بفرستيم .
موسى - عليه السّلام - دعا كرد ، خداى تعالى آن طوفان برداشت . ايمان نياوردند و بنى اسرائيل را دست بنداشتند ( 3 ) ، و از آن كه بودند بتر شدند . خداى تعالى آن سال خصبى و گياهى داد ( 4 ) ايشان را كه مثل آن نديده بودند ، و كشت و ميوه و زرع و ريع بسيار پديد آمد . ايشان گفتند : اين آن است كه ما تمنّا مىكرديم و آنچه ما پنداشتيم كه عذاب است آن خود نعمت و رحمت بود بر ما ، و اگر از اين پس باران نيايد بر ما نگزايد ( 5 ) ما را .
چون يك ماه بر اين [ بر ] ( 6 ) آمد و ايشان در نعمت و عافيت ببودند و در كفران نعمت بيفزودند ، خداى تعالى ملخ فرستاد ايشان را در افتاد و جملهء زرع و ميوه و گياه و برگ و درخت ايشان بخورد و از دشت و صحرا و باغها و خانههاى ( 7 ) ايشان افتاد ( 8 ) و درها و دارها و چوبها و آهنها و جامههاى ( 9 ) ايشان مىخورد و خانههايشان ( 10 ) فرو افتاد ، و پنداشتى كه چندان كه بيش مىخوردند ( 11 ) هيچ سير نمىشدند ( 12 ) . و از آن ملخ يكى در خانهء اسرائيلى نرفت و ايشان را نرنجانيد .
به نفير بر موسى آمدند و تضرّع كردند و گفتند : زينهار ( 13 ) يا موسى خدايت
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، مل ، لت و .
( 6 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 3 ) . مج ، وز ، آف : بنه داشتند .
( 4 ) . آج ، لب ، بم ، آف : مىداد .
( 5 ) . اساس ، مل ، آج ، لب ، بم ، آف : نگرايد ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .
( 7 ) . مج ، وز : باغها با خانههاى .
( 8 ) . مج ، وز : فتاد .
( 9 ) . اساس : جامهاى / جامههاى .
( 10 ) . اساس : خانهايشان / خانههايشان .
( 11 ) . مج ، وز ، لت : مىخورند .
( 12 ) . مج ، وز : نمىشوند .
( 13 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب : زنهار .