* ( فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ) * ، آنگه حق تعالى بيان آياتى كرد كه خداى تعالى به معجزهء موسى بر فرعون و قوم او افگند . عبد اللَّه عبّاس گفت : اوّلش طوفان بود ، و طوفان سيلى باشد عام كه به عموم همهء زمين يا بيشتر بگيرد و اشتقاق او از « طوف » و گرديدن باشد ، و گفتهاند : مصدر است كالرّجحان و النّقصان . و أخفش گفت : اسم جمع است و واحدش طوفانه باشد .
مفسّران خلاف كردند در معنى . ضحّاك گفت از عبد اللَّه عبّاس كه : آن غرق است . مجاهد گفت : مرگ بود ، و روايتى ديگر از عبد اللَّه عبّاس كه گفت :
فرمانى بود از خداى تعالى كه بر ايشان بگشت ، و قال الرّاعي ( 1 ) :
نضحي إذا العيش ادركنا نكايتها
خرقاء يعتادها الطَّوفان و الرّود
و ابو عبيده گفت : طوفان چون در آب گويند آبى و سيلى عظيم باشد ، و چون در مرگ گويند مرگى سخت باشد . و « قمّل » ( 2 ) ، مجاهد و قتاده گفتند : مراد ملخ خرد است ، و روايتى ديگر آن است كه « قمّل » شپشهء ( 3 ) سياه باشد كه در گندم افتد . ابن زيد گفت : « قمّل » براغيث باشد ، كيك . سعيد جبير و حسن بصري گفتند : جانورى سياه بود خرد . عطاء خراسانى گفت : شپش ( 4 ) بود . حسن بصرى « قمل » خواند به فتح « قاف » و سكون « ميم » . ابو عبيده و أخفش گفتند : نوعى دگر بود از نارد كه شتر را بود ( 5 ) و آن را حمنان گويند » ، و قال الاعشى ( 7 ) :
قوم يعالج قمّلا ابناءهم
و سلاسلا اجدا و بابا موصدا
ابو العاليه گفت : خداى تعالى اين قمّل را مسلَّط كرد بر چهارپايان ايشان تا از پاى بيفتادند و هيچ كار نتوانستند كردن . بعضى گفتند : مورچهء خرد
هامش
( 7 - 1 ) . مج ، وز شعر .
( 2 ) . ضبط قرآن مجيد : * ( وَالْقُمَّلَ ) * ، اساس و ، با توجّه به مج ، وز زايد مىنمايد .
( 3 ) . مج ، وز ، لت : سبشه .
( 4 ) . لت : سبش .
( 5 ) . مج : نوعى بود در كرهه كه در شتر بوده ، وز ، لت : نوعى بود از كرهه كه در شتر بود .
( 6 ) . مج ، وز ، مل : خوانند .